تبليغاتX
الشیعة الاثني عشرية في القرآن و صحيح ال
فرقه ناجیه در صحيح بخاري و مسلم و سنن اربعة

ترجمه فارسي  انتهاي صفحه .

 

 

حكاية  العفير  والذباب  رضي الله عنهم  !!!!!!!!!

 

اورد البخاري في الصحيح عن ابو هريرة:

 

 

 قال رسو ل الله (ص)  اذا وقع  الذباب في اناء احدكم فليغمسه كله  ثم ليطرحه فان  في احد جناحيه  شفاء  و في الاخر  داء .!!!!!

 

 

^^^^^^^^^^^^^^

 

 

عن معاذ قال : اتي النبي (ص) هو بخير حمار  اسود فوقف  بين يديه  فقال من انت  ؟  قال :  انا عمرو بن فلا ن كنا سبعة  اخوة  كلنا ركبنا  الانبياء وانا اصغرهم  وكنت  لك فملكني رجل من يهود  فكنت  اذا  ذكرتك كبوت  به فيوجعني  ضريا  فقال رسول الله(ص)  فانت يعفور !!!!

 

اورده  القاضي عياض  في  الشافي تعريف حقوق مصطفي

 

الدميري  في حيات الحيوان

 

ديار بكري  في تاريخ الخميس  (متوفي  982)

 

امام الحرمين  في  الشامل  في اصول الدين  ( متوفي 478)

 

حافظ ابونعيم الاصفهاني  في دلا ئل النبوة  (متوفي 430)

 

ابن عساكر(متوفي 571)  كما في السراية

 

 

فاعتبروا يا اولي  !!!....

 

 

بله  احاديث بالا  نمونه اي  از  اخبار وروايات دروغي ميباشد كه  قضيه  مگس در صحيحترين  كتاب اهل  باصطلاح  سنت  آمده  كه ابوهريرة از قول حضرت رسول ميگويد كه وقتي مگسي  در غذاي شما افتاد آنرا به تمام وكمال در غذا فروكرده وسپس دور بيندازيد   كه در يكبالش شفا ودر ديگري درد است !!!

 

و عجيبتر اينكه  هنگاميكه اينجانب  در منتديات و سايتهاي اهل جماعت  مثل لاحدود  در باره اين حديث محاوره اي داشتم  واز صحيح بخاري دروغ بودن آنرا ثابت كردم  سريعا آنرا بايكوت و نوشته هاي بعدي اينجانب را حذف كر دند  چون حاضر شدند آبروي ابوهريره معلوم الحال  را فقط  بعلت صحابي بودن  حفظ كنند ولي نعوذ بالله  آبروي رسول الله (ص)  را فدا كنند .

 

 

  متن محاوره را در اينجا ببينيد.

 

 

بد نيست شما هم كمي درباره  ابوهريرة  بدانيد  :

 

 

خود ابوهريره در همين صحيح بخاري  ميگويد  بعضي از احاديث  از كيسه ابوهريره است  (هذا من كيس ابوهريره )  نه گفته رسول خدا  و در جاي ديگر ميگويد ديگران احاديث را مينوشتند  ومن نمي نوشتم  !!!!!

 

 

وقال يزيد بن هارون‏:‏ سمعت شعبة يقول‏:‏ أبو هريرة كان يدلس - أي‏:‏ يروي ما سمعه من كعب وما سمعه من رسول الله صلى الله عليه وسلم ولا يميز هذا من هذا - ذكره ابن عساكر‏.‏ ‏(‏ج/ص‏:‏ 8/118‏)‏

 

يعني  ابوهريره  گفتار  كعب الاحبار يهودي  را از گفتار  پيامبر تميز نميداد !!!!!!

 

 

 

تاجاييكه خليفه ثاني  ويرا تازيانه زد .

 

 

 

 

وايضا روي البخاري :


‏حدثني ‏ ‏عبد الله بن محمد ‏ ‏حدثنا ‏ ‏هشام بن يوسف ‏ ‏أخبرنا ‏ ‏معمر ‏‏عن ‏‏الزهري ‏ ‏عن ‏ ‏أبي سلمة ‏ ‏عن ‏ ‏أبي هريرة ‏ ‏رضي الله عنه ‏ ‏قال‏
‏قال النبي ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏لا عدوى‏ ‏ولا ‏ ‏صفر ‏ ‏ولا ‏‏هامة ‏ ‏فقال أعرابي يا رسول الله فما بالالإبل تكون في الرمل كأنها الظباء فيخالطها البعير الأجرب فيجربها فقال رسول الله ‏‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏فمن أعدى الأول
‏وعن ‏ ‏أبي سلمة ‏‏سمع ‏ ‏أبا هريرة ‏ ‏بعد ‏ ‏يقول ‏ ‏قالالنبي ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏لا ‏ ‏يوردن‏ ‏ممرض على مصح وأنكر ‏ ‏أبو هريرة ‏‏حديث الأول قلنا ألم تحدث أنه لا عدوى فرطن بالحبشية قال ‏ ‏أبوسلمة ‏ ‏فما رأيته نسي حديثا غيره ‏


اليس هذا تناقض ؟؟؟

 

واين هم تناقضي ديگر كه ابوهريرة  خودش به آن اعتراف ميكند  و و قتيكه  ابو سلمه رضي الله عنه  به  او اعتراض كرده وميگويد  كه ابوهريرة تو  اول بار گفتي كه   پيامبر فرمود مرض واگير وجود ندارد واكنون ميگويي  كه پيامبر گفت شخص مريض  بر انسان تندرست وارد نشود (چون واگير دارد )  و ابوهريره  كه رسوا شده بود  روايت اول خودش را منكر ميشود و به زبان حبشي كلمات  نامفهومي بر زبان جاري ساخت.

 

 

اما شيعيان يك اصل اساسي دارند وآن اينست :

 

روي عن المعصوم

 

 يعني هرچيزي كه مخالف  قرآن است  باطل است . : و كل حديثٍ لايوافق كتاب الله، فهو زخرفٌ و ايضا كل شيء خالف كتاب الله باطل.

 

 

اورد البخاري في الصحيح باب العلم عن ابي هريرة قال : حفظت من رسول الله (ص) وعائين فأما احدهما فبثثته قطع هذا البلعوم !!!!!!!

اينهم اعتراف ابوهريرة  ميگويد  دو ظرف حديث  از رسول خدا  حفظم  كه اگر يكي از انان را منتشر كنم  اين حلقومم قطع ميشود  !!!

 

 ومن نتيجه اين حديث را در اعمال قدرت  حكام  ميدانم  كه ابوهريره مي بايست ازآنان تبعيت كند . 

 

 

 

 

ولماذا احرق ابوبكر 500 احاديث رسول الله صلي الله عليه وآله ؟؟ (تذكرة الحفاظ ج1 ص3 )

 




لماذا نهي عمر قرظة بن كعب عن رواية الحديث ؟( سنن ابن ماجة ج1 ) و سنن دارمي ج1 ص 85 و مستدرك حاكم ج 1 ص102 و طبقات ابن سعد و جامع بيان علم .


لماذا قال عثمان : لا يحل لاحدان يروي حديثا عن رسول الله لم اسمع به في عهد ابي بكر وعمر!!! (مسند امام احمد ج1 ص 363 و طبقات ابن سعد ج2 ص 100

 

لماذا روى مسلم عن أبو هريرة الدوسي (585) و البخاري (446) حديثا

اما عن ابي بكر : في صحيح مسلم 5 حديث فقط و عن عمر بن الخطاب 41 حديث و عن عثمان عفان 16 حديث !!!!!!!!!!!

هل هذا علامة ان اباهريرة اعلم من الخلفا ء

 

 

واين هم لينك مناظره من با سنيان  حجاز :

 http://www.sandroses.com/abbs/showthread.php?t=142242&page=3

بسرا نام مستعار من است .

 

 

 

 

 

عفير نام  مركب  پيغمبر بود  كه آنهم  راوي حديث شده و ميگويد ما 7  برادر بوديم  كه فقط انبياء بر ما سوار شدند  ومن كه  كوچكترين آنها بودم   نصيب رسول اسلام گرديدم  .!!!!

 

واين حديث  به كتب شيعه نيز سرايت كرده ولي  خوشبختانه علماي شيعه وسني  آنرا رد كرده اند .

 

ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولاتجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا إنك رؤوف رحيم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 13:40  توسط عبدالله  | 

 

 قال الله تعالي : فليحذر الذين يخالفون عن امره أن تصيبهم فتنة أو يصيبهم عذاب أليم

 

 

بخاري و مسلم در صحاحشان( أصح كتب بعد كتاب الله عند العامة) وساير مورخين روايت كرده اند از ابن عباس (مفسر قرآن) كه ميگفت :  كل مصيبت و بدبختي (مسلمانان) از آنجا شروع شد كه روز پنجشنبه كه حضرت رسول(ص) فرمودند قلم و كتابي بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم تا هرگز گمراه نشويد كه عمر بن الخطاب گفت درد بر رسول الله (ص) غلبه كرده و هذيان ميگويد. كه حضرت (ص) ناراحت شدند وگفتند برخيزيد و برويد و ابن عباس از اين جريان گريه ميكرد.( فليحذر الذين يخالفون عن امره ...

 

لينك در سايت عربستان :


http://hadith.al-islam.com/Display/...p?Doc=0&Rec=197 رزية يوم الخميس في صحيح البخاري

 

http://hadith.al-islam.com/Display/...?Doc=1&Rec=3943 عـُمر يتهم الرسول بالهجر, اقرأ نص الحديث بنفسك في صحيح مسلم الذي هو أصح الكتب لدى القوم

http://hadith.al-islam.com/Display/...?Doc=1&Rec=3944 حديث آخر لعمر ومن صحيح مسلم يتهم الرسول الكريم بالهجر والعياذُ بالله إقرأ النص هنا
..

 

http://hojjah.googlepages.com/omar.doc

 

 ودر منابع شیعه

 

و حقيقتا جمله ابن عباس كه ميگويد تمام مصايب مسلمين و بدبختيها از روز پنج شنبه آخر عمرمبارك حضرت خاتم الانبياء ؛ در اثر ممانعت عمر از نوشتن وصيت آنحضرت بود امروز نمايان است و نتايج سوء ؛ اختلاف و تفرقه مسلمين و بدبختيهاي موجود ثمره ، سياسي كاري عمر و سقيفه كه آيه فوق نيز ميگويد اگر با امر پيغمبرمخالفت كنيد فتنه و عذاب اليم شما را    فرا ميگيرد.

 

 

يا حديثي كه بخاري در صحيح آورده در جريان صلح حديبيه كه@ عمر@ به رسول اله(ص) گفت" أأنت نبي الله حقا" يعني تو  حقيقتا رسواللهي؟؟؟!!!!!

 

يا آن صحابي ميگويد به پيغمبر

والله ما قصد بهذه القسمة وجه الله!!!!

 

يعني اي پيامبر بخدا قسم  تو دراين قسمت كردنت  خدا  رادر نظر نداشتي  !!!!  الله اكبر  يك نفر صحابي  جاهل به اول شخص  عالم  امكان  ميگويد تو رضايت خدا را در نظر نداشتي !!!!  اينست معني عدالت اصحاب  !!!!!!!!

 

جالب اينست كه هر دوي ابوبكر و عمر  وصيت ميكنند و خليفه بعدي را منصوب و تعيين ميكنند ولي صاحب اسلام را از وصيت منع ميكنند.(روايت گله بي چوپان كه در صحاح آمده)

 

در صحيح بخاري و مسلم و سنن اربع آورده اند كه رسول الله(ص) به يكي از اصحابش  فرمودند روز قيامت شما را بسوي شمال ميبرند ، من ميگويم آنها را كجا ميبريد گفته ميشود بسوي جهنم . پس من ميگويم بار الها اينان اصحاب من اند .گفته ميشود كه تو نميداني كه پس از وفاتت چه بد عتها گذاشتند از لحظه اي كه از آنها جدا شدي  همچنان مرتد شدند و به جاهليت برگشتند (انقلبتم علي اعقابكم) پس من ميگويم دور باد ؛ دورباد از رحمت الهي ؛ كسي كه پس از من تبديل و تحريف كرد. و نميبينم از آنان رهايي يابد جز به اندازه چند شتر رها شده از گله شتران.

 

وتمت كلمة ربك صد قا و عدلا 

 

واين حديث سراسر نور  وبيدار ي مولانا وسيدنا  خاتم النبيين (ص) را بخوانيد كه از نظر صحت در صحيحترين كتب اعم  سني و شيعه آمده نكات  زيادي از آن استخراج ميشود :

 

1-     عدم عدالت تمام اصحاب چنانكه اهل سنت به آن معتقدند

 

2-      كلمه " منذ فارقتهم: يعني از لحظه اي كه ازآنان جدا شدي  و رحلت كردي

3-      ماجراي سقيفه و دعواي رياست و خلافت  كه بلافاصله پس از رحلت رسول الله شروع شد بگفنه اين حديث شريف  انقلاب علي اعقاب است.

4-     آيه مباركه زير نيز از برگشت اصحاب به جاهيلت ؛ پس از رحلت آن بزرگوار خبر ميدهد.

وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افاين مات او قتل انقلبتم علي اعقابكم ومن ينقلب علي عقبيه فلن يضرالله شييا وسيجزالله الشاكرين

 

 

يا ايها الذين آمنوا ان تطيعوا الذين كفروا يردوكم على اعقابكم فتنقلبوا خاسرين

 

عجب شباهتي بين اين دو آيه وجود دارد  ولا ينبئك  مثل خبير  !!!!

 

 

5- پيروان سنت معاويه و ابن تيمیه ميگويند مگر ميشود آنهمه از صحابه رسول الله (ص) مرتد شوند وبه جاهليت بر گردند . ما در جواب ميگوييم جواب را قرآن كريم داده آنجا كه ميگويد : و سيجز الله الشاكرين: و خدا در جاي ديگر ميگويد  وقليل من عبادي الشكور  يا  در جاي ديگر  ولن تجد اكثرهم شاكرين   يا و قليلا مما تشكرون  و اكثركم للحق كارهون   و ذلك بانهم كرهو ا ما انزل الله  فا حبط اعمالهم  وكفروا بعد اسلامهم در همين حديث شريف در آخرش  رسول الله(ص) ميفر مايند كه و نميبينم كه از جهنم رهايي يابند جز به اندازه چند شتر كه از گله رها شده اند. يعني چند نفري حقيقتا مسلمانند وپيرو سنت راستين رسول الله(ص)

 

6-در صحيح بخاري و مسلم آمده كه عمربن الخطاب (كه نقش اساسي در جريانات منع نوشتن وصيت رسول (ص) و تعيين خليفه پس از خود را دارد و سقيفه) پس از انكه ابوبكر خليفه شد ميگفت: بيعت مردم با ابوبكر فلة  وقي الله شرها ( بعضي مورخين فلة من فلتات الجاهية) يعني نمونه اي از جاهليت بود كه خدا مردم را از شرش محفوظ داشت  و هر كس به او برگردد بكشيدش!!!!!!!!!!!!!!!

 

7- در صحيح بخاري و مسلم و ساير جوامع روايي در جريان سقيفه آمده كه عمر ميگفت زود تر كار خلافت را تمام كنيد تا مردم با فلاني بيعت نكنند و شما خواننده عزيز فكر ميكني فلاني چه كسي است؟ همان كسي است كه مشغول غسل  مولايش است  وطمعي در خلافت و حطام دنيا ندارد.

 

 

۸-در صحيح بخاري آمده كه علي(ع) و زبير و عده اي اصحاب ديگر تا 6 ماه با ابوبكر بيعت نكردند (يعني  در اين شش ماه  كافر بودند ) و سعدبن عباده بزرگ قبيله و رييس انصار  نيز هرگز بيعت نكر د تا كشته شد و همچنين در صحيح بخاري ومسلم و ساير صحاح آمده كه رسول الله (ص) فرمودند : فاطمة سيدة نساء العالمين: فاطمة سيدة نساء اهل الجنة:

قال رسول الله(ص)

فاطمه بضعة مني، فمن اغضبها اغضبني.

انما فاطمة بضعه مني، يؤذيني ما آذاها.

  ودر جاي ديگر ،حضرت رسول (ص) ميفرمايند كه ان الله يرضي لرضاك و يغضب لغضبك و در صحاح آمده كه  من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية  و در صحيح بخاري وغيره آمده كه فاطمه (س) رحلت كرد در حاليكه نسبت به ابوبكر و عمر غضبناك بود و اجازه شركت در نمازو دفنش را به آنها نداد و شبانه و مخفيانه  دفن شد . حال سؤال اينجاست كه از 2 حالت خارج نيست يا مرگ سيده نساء بهشت( فاطمه ) مرگ جاهلي است يا خلافت ابوبكر جاهليت است  جواب سؤ ال را خليفه دوم داد  به قسمت بالا مراجعه شود.

 

 

 

 

 

0-  بخاري در صحيح خود آورده كه ابراهيم تميمي گويد من قولم را برعملم عرضه نداشتم جز اينكه ترسيدم دروغگو باشم . ابن ابي مليكه گويد سي نفراز اصحاب  رسول الله (ص) را دريافتم كه همه از نفاق بر خود ميهراسيدند و هيچ يك از آنها نبود كه ادعا كند بر ايمان جبرييل و ميكا ييل است.

 

 

۱۰- بخاري در صحيحش در كتاب مغازي گويد: احمد بن اشكاب گويد محمدبن فضيل از علاءبن مسيب از پدرش نقل كرده كه گفت : براءبن عازب را ملاقات كرديم به او گفتم خوشا به حالت با پيامبر هم صحبت بودي و زير درخت با او بيعت( اذ يبايعونك تحت الشجرة) كردي او گفت : فرزند برادرم  تونميداني كه ما پس از او چه كارها كرديم و چه بد عتها در دين به وجود آورديم!!!!!!!!!!!

 

 

   فمن نكث فانما ينكث علي نفسه

 

 

و طبق آيه " وکفروا بعد اسلامهم وهموا بما لم ينالوا " كه در سوره توبه در تشريح احوال منافقين كه خدا ميفرمايد همت كردند ولي به آن نرسيدند (ترور رسول الله ) پس نتيجه ميگيريم  كه منافقين مترصد فرصت بودند كه اسلام را منهدم و به قهقراي جا هليت برگردانند. وساخت مسجد ضرار كه رسول الله(ص) انرا خراب كرد.

 

 

۱۱- بخاري در باب تضييع الصلاة آورده كه انس بن مالك گفت  هيچ چيز نمييابم كه از زمان رسول الله (ص) تا بحال باقي مانده (يعني سنت رسول الله (ص)) به او گفته شد نماز ؛ گفت مگر در نماز تغيير نداديد و آنرا ضايع نكر ديديا در همين صحيح بخاري در جاي ديگر كه ميگويد ديدم انس بن مالك ميگريد به او گفتم  چرا گريه ميكني ؟ گفت هيچيك از احكام شريعت را نميشناسم كه بدون تغيير مانده  بجز اين نماز كه نماز  هم ضايع شده است.

 

و براي اثبات اين حديث همين بس كه ميبيني هريك از مسلمانان به نوعي وضو ميگيرد  و به نوعي نماز ميخواند

و سرانجام اين كلام امير المؤمنين علي (ع) كه در صحاح سنيان آمده را در باره ابوبكر و عمر  ببينيد

:

الامام علي عليه السلام يصف ابا بكر وعمر بلكاذبان الخائنان الآثمان الغادران أقرأ النص في صحيح مسلم  وفي صحيح بخاري  كذا وكذا

 

اينجا  كليك كنيد باب الحديث برقم 3302

 

 

 اي مسلمانان شما را به خدا قسم آيا اين سخنان را فقط شيعيان ميگويند كه آنهارا تكفير كرده و مشرك ميخوانيد آيا بخاري و مسلم وديگران شيعه بودند كه اينها را در صحاحشان آورده اند ؟ آيا نبايد تحقيق و بررسي كنيم كه صادق و كاذب رابشناسيم  مؤمن و منافق را تشخيص دهيم ؟ پيروان سنت راستين رسو ل الله(ص) را از روافض و پيروان سنت معاويه و امويان و ابن تيمیه كذاب مفتر باز شناسيم؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

يا ايها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 18:56  توسط عبدالله  |