تبليغاتX
الشیعة الاثني عشرية في القرآن و صحيح ال
فرقه ناجیه در صحيح بخاري و مسلم و سنن اربعة

الله تعالی در این آیات میفرماید :

 

از جمله صفات منافقين كه به اسلام تظاهر و كفر را در دل پنهان مي داشتند اين بود كه هرگاه به سوي حاكم قرار دادن رسول الله صلي الله عليه و آله سلم  فرا خوانده مي شدند آن را اجابت نمي كردند بلكه در مقابلش قرار مي گرفتند.


.مؤمنان بر خلاف منافقان هرگاه به سوي قبول حكمت رسول دعوت مي شدند سريعاً اقدام به جواب مي كردند و با زبان حال و زبان گفتاري بيان مي داشتند"سمعنا و اطعنا". چيزي كه به واسطه آن رستگار شدند و به سبب آن در باغهاي پر از نعمت قرار گرفتند. وتسیم محض وبی چون وچرای نبی مکرم بودند ...

 

ومن یطع الرسول فقد اطاع الله

قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی

 

با سلام

اگر شما کتب متقدمین محدثین شیعه مثل شیخ صدوق(متوفی 318) وکلینی (متوفی 329 )را که دهها سال بعد از متقدمین محدثین سنی مثل امام احمد حنبل (241 ) و بخاری (256) ومسلم(261) آمدند را بررسی کنید ؛ خواهید دید که افسانه تحریف قرآن ابتدا در کتب احمد حنبل وسپس بخاری ومسلم راه یافته است . وبسیار محتمل است که محدثین شیعه از محدثین سنی گرفته اند . زیرا که قریب 700 سال شیعیان در شرایط سرکوبی کامل از سوی امویان وعباسیان قرار داشتند وقدرت ابراز وجود را نداشته وحتی بگفته ذهبی بنی امیه نوزادی را که اسمش علی بود میکشتند !! واین اهل سنت بودند که حکومت و ابزار قدرت سیاسی در اختیارشان بود وهرگونه که صلاح میدیدند عمل میکر دند ..


از قدیم یک تهمت به شیعه زده اندو هنوز اولاد معاویه برآن مصرند که شیعه معتقد به تحریف قرآن است . غافل از اینکه صحاح خودشان از اندیشه های یهود غنی است !!

برای کسی که در تاریخ اسلام غوص کند این مساله بآسانی درک میشود که ابتدا اهل سنت شایعه تحریف قران را پراکندند !

امعان نظر در مسائلی مثل مسجد ضرار و توطئه قتل پیامبر در عقبه ( وکفروا بعد اسلامهم وهموا بما لم ینالوا توبه 74 ) و اختلافاتی که از مصیبت روز 5 شنبه شوم در محضر رسول خدا شروع شد ومخالفت منافقین از نوشتن وصیت حضرتش وجریانات سقیفه و ...... تا ظهور کسانی مانند کعب الاحبار یهودی ووهبب ن منبه که وهب مورد اعتماد کتب سته اهل سنت است و از کعب در سنن أبي داود والترمذي والنسائي روایت کرده اند و مورد احترام خلیفه دوم نیز بودند وأبو هريرة، ومعاوية از او روايت کرده اند !! وکسانی مثل ابوهریرة که بگفته صحیح بخاری بر رسول خدا دروغ میبست و میگفت اینها از کیسه ابوهریره است !! وبه تصریح علمای سنی این ابوهریره حتی بین گفتار رسول خدا وکعب الاحبار یهودی تمیز نمیداد !! ذكره ابن عساكر‏.‏ ‏(‏ج/ص‏:‏ 8/118‏)‏

این نکته را تداعی میکند که یک جریان سازمان یافته که بوسیله یهودیان ومنافقین رهبری میشد در صدد تخریب اسلام از داخل را داشته که در سوره مائده که آخرین سوره نارله است نیز خداوند هشدار داده که از دشمنان بیرونی نتر سید بلکه از داخل ( الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون )

جالب اینجاست که در صحیح بخاری از همین ابوهریره کذاب 446 حدیث ودر صحاح ومسانید اهل سنت 5374حدیث از این شخص روایت کرده اند ودر صحیح بخاری حتی یک حدیث از امام صادق نیامده است !! بله کسی که فقط 3 سال مصاحب پیامبر بوده در مجموع 10 برابر بیشتر از این اصحاب یعنی علي ( عليه السلام ) وأبي بكر وعمر وعثمانوسلمان وعمار وطلحة وبلال وعبد الله بن مسعود والعباس وابنه عبد الله والزبير وأبوعبيدة وعائشة روایت کرده در صحیح بخاری !!!

جناب معاویه بن ابی سفیان به کعب الاحبار دستور داد که برای مردم خطبه و داستان ! بخواند و اسرائیلیات وتحریفات تورات را وارد اسلام کند !! و مردم ساده عوام بین داستان ووحی تمیز نمیدهند ..

وهمین ابوهریره مورد احترام معاویه شد وجزو لشکرش !!

حالا بیایید تحلیل کنیم :

شکی نیست که منافقین سازنده مسجد ضرار در حین وبعد از رحلت پیامبر ساکت نبودند ابتدا رسول خدا را حاکم در دعاوی خویش قرار نمیدادند (طبق آیات اول صفحه ) و در آخر هم او  را متهم به هذیان گویی کردند که بگویند قرآن کریم نیز هذیان است !! وبعد از روی کار آمدن خلفا با شگرد های خاصی از قبیل ورود نفوذیهای خود کعب الاحبار و غیره در حکومت اسلام را از درون تخریب کردند . اما امام علی علیه السلام سکوت اختیار کرد برای حفظ اسلام وقرآن وتمام سعی خود را در جمع وحفظ قرآن بکار گرفت .

ابن كثير درباره ي كعب الاحبار مي گويد:


كعب الاحبار در زمان خلافت عمر اسلام آورد. وي از كتاب هاي كهن براي عمر نقل سخن مي كرد و چه بسا عمر به سخنان وي گوش فرا مي داد و مردم را نيز در شنيدن سخنان وي آزاد مي گذارد !! ( دقت شود همین عمر کسی است که گفت حسبنا کتاب الله وبشدت از حدیث منع میکرد ) و مردم نيز گفته هاي او را, چه درست و چه نادرست’ نقل مي كردند؛ در حالي كه به خدا قسم, اين مردم هيچ نيازي حتي به يك كلمه از حرف هاي او نداشتند1

خليفه ي دوم نسبت به تميم داري بسيار احترام مي كرد و از او با عبارت (خيرُ اهل المدينه) ياد مي نمود2

و به وي اجازه داده بود پيش از نماز جمعه, براي مردم سخن بگويد و خود نيز به شنيدن سخنان وي علاقه نشان مي داد. !!!!!!! همچنين كعب الاحبار, دانشمند بزرگ يهودي, از جمله كساني است كه بسيار مورد توجه خليفه ي دوم بوده است3.

) حكومت معاويه و رونق بازار جعل حديث: گرچه جعل حديث از دوران حيات پيامبر اكرم شروع شد و وي خود به اين تلخ و شوم تصريح كرده اند4

بيشترين روايات ساختگي در دوران حكومت معاويه ساخته شد. ابوريّه مي نويسد:
موج حديث سازي در دوران حكومت معاويه بالا گرفت و وي از نفوذ و ثروت خود در اين راه استفاده كرد5.


ابن حجر در فتح الباری بشرح صحیح البخاری میگوید : أن عبدالله بن عمرو بن العاص الصحابي كان قد ظفر في الشام بحمل جمل من كتب أهل الكتاب فكان ينظر فيها ويحدث منها فتجنب الأخذ عنه لذلك كثير من أئمة التابعين والله أعلم)انتهى


تميم الداري - الذي كان نصرانياً فاسلم - يقصّ على الصحابة في المسجد وهم يستمعون له بإذن من عمر
مسند أحمد ج: 3 ص: 449
حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا يزيد بن عبد ربه ثنا بقية بن الوليد قال حدثني الزبيدي عن الزهري عن السائب بن يزيد أنه لم يكن يقص على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ولا أبي بكر وكان أول من قص تميما الداري أستأذن عمر بن الخطاب أن يقص على الناس قائما فأذن له عمر. انتهى


معاویه کسی است که گفت من نام پیامبر را دفن خواهم کرد !! وتا حدی نیز موفق بود ! جریان کربلا وکشتن فرزند رسول خدا موضوع کمی نیست و برای آماده سازی مردم برای چنین جنایتی سالها وقت و برنامه ریزی دقیق لازم است که بوسیله بنی امیه به بهترین وجهی انجام شد .

حتی این اهل سنت فعلی که میگویند امام علی خلیفه چهارم است تا قرن سوم هجری امام را بعنوان خلیفه چهارم قبول نداشتند طبق نقل ابن تیمیه از احمد حنبل !!

بله باید در تاریخ اسلام سالها کاوش کرد تا به ارتباط منافقین و کعب الاحباریهودی وابوهریره و عمر و صحیح بخاری و مسجد ضرار و ترور پیامبر پی برد .!!



&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&


1. ابن كثير : تفسير ابن كثير, ج4,ص18
2. ابن حجر عسقلاني: الاصابه في تمييز الصحابه, با تحقيق علي محمد بجاوي, چاپ اول, بيروت, دارالجيل, 1412ق, ج3, ص437.
3. محمود ابوريه: ص152.
4. محمد بن يعقوب كليني : ج1, ص50.
5. محمود ابوريه: , ص126.
6تاريخ مدينه دمشق, ج1, ص110

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:50  توسط عبدالله  | 

إن الذين يكتمون ما أنزلنا

من البينات والهدى من بعد ما بيناه للناس ‏في الكتاب

أولئك يلعنهم الله ويلعنهم اللاعنون إلاَّ الذين تابوا وأصلحوا وبينوا

فأولئك أتوب عليهم ‏وأنا التواب الرحيم

 

 

Those who conceal the clear (Signs) We have sent down, and the Guidance, after We have made it clear for the people in the Book,-on them shall be God's curse, and the curse of those entitled to curse,-

 

 

 

 

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ

 

بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

 

فنجعل لعنة الله علي الكاذبين 

فويل  لهم مما كتبت ايديهم

 

 

عقل برترين موجودات است زيرا خدا ميفرمايد : ان شر الدواب عندالله الصم البكم الذين لا يعقلون

 

بدترين موجودات كساني هستند كه از عقلشان استفاده نميكنند. حال عقل چيست :

ما عبد به الرحمان وكتسب به الجنان   يعني بوسيله عقل خدا عبادت شده و بهشت تحصيل ميشود.

آيات بسياري در قرآن راجع به تعقل وتفكر آمده كه افلا تعقلون افلا تتفكرون  وما يعقلها الا العا لمون فسألوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون

هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون

 

حداقل كاري كه بيسوادان ميتوانند انجام دهند ، سكوت است طبق آيه " ولا تقف ماليس لك به علم"

نه اينكه مطالبي به دروغ بنويسند كه جاهلي بواسطه اين نوشته اقدامي كند كه وما زادوهم غير تخسير

 

 

تمام انبيا آمدند كه بشر را به فطرت خويش آشنا كرده وبه خويش برگردانند و همگي عالم را از خدا وبسوي او معرفي نمودند .

 

 

واگر كسي از پيامبران اطاعت ميكند يقينا خدارااطاعت نموده زيرا " ومن يطع الرسول فقد اطاع الله"

و كسي كه رسول را نا فرماني كند الشيطان سول لهم

ومن يعص الله ورسوله فقد ضل ضلالا مبينا      احزاب

 

ذلك بانهم كرهوا ما انزل الله فاحبط اعمالهم

 سوره محمد(ص) 

و اكثرهم للحق كارهون 

 مؤمنان حقيقي كسانيكه هستند كه هر چه نبي(ص) گفت بدون هيچ دلتنگي از جان ودل بپذيرند و تسليم محض رسول باشند زيرا خدا فرمود:

 

ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا"

 

 

با بررسي تحليلي تاريخ اسلام  متوجه ميشويم كه اوضاع عرب جاهلي قبل از اسلام بسيار خطر ناك و وحشتناك بوده از غارتها بي عدالتي ها  خونريزي ها  و .... كه خداوند ميفرمايد وكنتم علي شفا حفرة من النار فانقذكم  يعني بر پرتگاه آتش بودديد وخدا با فرستادن نبي(ص) شما را هدايت كرد.

نكته اينجاست عربي كه چندين قرن اينچنين زندگي كرده فقط در عرض 23 سال دعوت پيامبر مقداري عوض شدند ولي در اواخر عمر رسول اكرم (ص) دوباره زمزمه هاي جاهلي شروع شد.

 

مثلا در مدينه منافقين داراي تشكيلاتي شده و نقشه هاي برگشت به جاهليت را ميكشيدند  . شاهد عيني اين موضوع در حجة الوداع بود كه آخرين حج نبي مرسل(ص) بود وعده زيادي از طوايف مسلمين براي آخرين ديدار با اول شخص عالم هستي محمد مصطفي(ص) گرد آمدند كه  بعد از انجام فريضه حج  هنگام برگشت به جحفه كه سه راهي بود كه مسلمين پراكنده ميشدند  آيه نازل شد

آیه مبارکه یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسا لته  که در سوره مایده آخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شده

اين آيه هشدار شديدي به پيغمبر ميدهد و ميگويد كه اگر ابن ابلاغ را انجام ندهي مثل اينست كه رسالتت را ناتمام گذاشته اي . چه موضوع مهمي بود كه پيغمبر ازآن خوف و هراس داشت كه خدا فرمود تورا از شر مردم(منافقين) حفظ ميكنم مگر نبي اكرم(ص) تا بحال اوامر الهي را ابلاغ نميكرد  مگر 23 سال : وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي:   انما عليك البلاغ و علينا الحساب        بالاخره پيامبر دستور توقف دادند و گفتند هركه جلو رفته برگردد وصبر كردند تا همه جمع شدند سپس خطبه اي طولاني خواندند و مسايل مهمي از توحيد و نبوت ومعاد مطرح نموده وپس از گواهي گرفتن از مردم از اينكه آيا من اولي به مؤمنين از انفسهم هستم يا نه و ذكر حديث ثقلين فرمودند من كنت مولاه فعلي من بعدي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله  كه متن خطبه در آرشيو موضوعات سايت آمده است.

 

ومن نكث فانما ينكث علي نفسه

 

منافقين كه در بين اصحاب بودند با تضعيف جسمي رسول مكرم(ص) فرصت را غنيمت شمرده ودر صدد انتقام برآمدند. قبلا خداوند در سوره اي كه بنام منافقين نازل كرد ودر سوره توبه و محمد(ص)  هشدار داده بود  حتي در سوره ال عمران نيز انقلاب اصحاب علي اعقاب را گوشزد كرد ه بود  و در لحظات پاياني عمر مبارك   خاتم النبيين (ص) با منع حضرتش از نوشتن وصيتش  كه گفتند رسول (ص) درد بر او غلبه كرده و هذيان ميگويد نگذاشتند وصيتش را بنويسد  در حاليكه  همين افراد را حضرت در جيش اسامه قرار داده بود كه از شهر بيرون باشند ودر امور دخالت بيجا نكنند ، چون ميدانست اينها فكر هايي در سر دارند و متخلفين از سپاه اسامه را لعنت نمود . تمام اين مطالب در صحاح شش گانه اهل سنت بلاخص بخاري و مسلم بتكرار آمده است.

 

 

وانا لنعلم ان منكم مكذبين (الحاقة) 

 

 بعد از رحلت نبي مكرم (ص) آتشي كه در طول اين 23 سال ظاهرا خاموش شده بود  دوباره از زير خاكستر منافقين زبانه كشيد و با انحراف از غدير ، سقيفه درست شد  و پيامد آن عاشورا و كشتار علويين و سادات و ذراري رسوالله(ص)  كه فكر كنم آثار اين انحراف و تفرقه تا قيامت گريبانگير مسلمانان باشد.

 

بيشترين استفاده از اين جريانات را ابوسفيان و پسرش معاويه وپسرش يزيد بردند كه اين سه نفر مؤسس شجره ملعونه بني اميه كه در قرآن ازآن نامبرده شده وپيامبر در خواب ديد كه بوزينگان بر منبر او بالا ميروند  و جبرييل امين براي تسلي خاطر آنحضرت سوره قدر را برآنحضرت خواند كه حدودا 1000 ماه خلافت امويان با الف شهرجبران شود. (تفسير كبير امام فخر رازي و سايرين) ودر احاديث معتبري كه آمده هرسه نفر ابوسفيان و معاويه و يزيد بر لسان مبارك پيامبر اعظم(ص) لعن شده اند  .

با ارتحال نبي مكرم(ص) خيال منافقين از  اصل و اساس اسلام تقريبا  آسوده گشت فقط مانده بود ذخيره اي كه پبامبر (ص) در روز غدير و ساير اوقات براي ادامه اسلام و تشديد و تقويت آن تدارك ديده بود.( بجهت هدايت خود مردم) كسيكه عالمترين و باتقواترين مردم وبشهادت آيه تطهير از عصمت نيز برخوردار است

وكسي است كه بنص حديث متواتر منزلت كه بخاري و مسلم و ساير صحاح نقل نمده اند  خليفه رسول اكرم (ص)  است. لازم است بحثي پيرامون اين حديث شريف داشته باشيم حضرت رسول اكرم(ص) به علي(ع) فرمودند " انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي" 

اي علي تو نسبت به من  مانند هارون به موسي هستي جز آنكه بعد از من پيامبري نيست. ودر بعضي از احاديث دنباله آن آمده كه " ولو كان لكنت"  يعني اگر بعد از من پيغمبري بود آن تو بودي . همه ميدانيم كه حضرت هارون  (ع)برادر ، وزير، خليفه ، جانشين حضرت موسي(ع) بود و تمام اين مقامات براي علي(ع) مترتب است و چون بحكم   اينكه رسوالله (ص) خاتم النبيين است وبعد از آنحضرت پيامبري نخواهد آمد بجز نبوت خاصه كه مخصوص حضرت رسول(ص) است تمام فضايل و مناقب در علي (ع) مجموع است  كه حديث " يا علي انت مني وانا منك " كه در صحيح بخاري و مسلم و ساير مسانيد آمده و آيه و انفسنا در جريان مباهله با نصاري نجران كه علي را نفس نبي خوانده و آيه تطهير كه فخر رازي و جارالله زمخشري ميگويند  اين آيه در شأن 5 تن أل عباست به اتقاق  جميع مفسرين  و ارباب سير  وتفسير (صحيح مسلم وتر مذي و ابن ماجه و مسند امام احمد حنبل و مستدك حاكم نيشابوري  نيز از قول ام سلمه وعايشه نيز آمده كه اين آيه در باره 5 نفر اهل كساست است)  وابلاغ سوره براءت بوسيله ابوبكر و برگرداندن حضرت اورا و دادن به علي و بستن تمام در ها ي منتهي به مسجد بجز باب علي و برادر كردن حضرتش با علي و بسياري احاديث ديگر در اين باب وحديث انا عبد من عبيد محمد كه از علي منقولست نشانگر اينست كه علي (ع) واجد تمام صفات و مناقب حضرت رسول (ص) بجز نبوت بوده واگر بحكم قادر متعال نبوت ختم نگر ديده بود قطعا علي پيامبر بعدي بود .

 

 

 پس منافقين دست بكار شده وعلي و خاندانش را كه بعد از پيامبر  امر به اطاعت شده بودند در مرحله اول خانه نشين سپس شهيد و بهمين صورت فرزندان پاك رسول الله (ص) وألش را يكي بعد از ديگري مسموم و شهيد كردند . در اين زمينه آنقدر از علويين كشتند كه بحساب خود فرزندان كوثر زهرا را كه دنباله اسلام هستند نابود كنند تا اثر ي از اسلام نباشد .

 

 يريدون ان يطفؤا نور الله بافواههم و يابی الله الا ان يتم نوره و لو کره الکافرون

 

 

 در اين راستا معاويه نقش بسيار اساسي داردو با سياست كامل مرحله به مرحله پيش رفت . مثلا مورخين مانند بلاذري در انساب الاشراف ، امام المورخين طبري ، حافظ ابن عساكر در تاريخ دمشق  و ...  مينويسند كه بيش از 70 سال علي(ع) بر منابر لعن وسب ميشد .

 

و هركس نام علي را ميبرد قطعا در ليست ترور معاويه قرار ميگرفت ابتدا فرزند رسول الله(ص) سبط اكبر احدي سيدي شباب اهل الجنة امام حسن را و سپس  عمارو مالك اشترو محمد بن ابي بكر را شهيد كردو ميثم تمار كه زبان اورا كه بذكر فضايل علي مترنم بود بريدندو حجربن عدي و ..... را كشتند

اين معاويه مادرش هند جگر خوار است كه در جنگ احد جگر حمزه سيد الشهدا را به دندان گرفت و پدرش ابوسفيان دندان مبارك پيامبر(ص)  راشكست و پسرش يزيد جگرگوشه رسول را در كربلا بخاك و خون كشيد 

 

 ودر تاريخ آمده هنگاميكه مؤذني اذان گفت و به كلمه اشهد ان محمد رسول الله رسيد معاويه خطاب به يكي از يارانش گفت ميبيني پدر من وتو مردند وهيچ كس از آنها ياد نميكند ولي اين مرد( رسول مكرم(ص)) كه مرده تا كي بايد نامش بر مأ ذنه ها برده شود و غايت سعي خودرا در محو و نابودي اسلا م بكار برد. 

مانند اين حديث كه مسلم در صحيح و حاكم نيشابوري در مستدرك آورده كه قال

معاوية لسعد بن أبي وقاص رضي الله عنهما : ما يمنعك أن تسب ابن أبي طالب قال : فقال لا أسب ما ذكرت ثلاثاً قالهن له رسول الله صلى الله عليه و سلم لأن تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم قال له معاوية : ما هن يا أبا إسحاق قال : لا أسبه ما ذكرت حين نزل عليه الوحي فأخذ علياً و ابنيه و فاطمة فأدخلهم تحت ثوبه ثم قال : رب إن هؤلاءأهل بيتي ، و لا أسبه ما ذكرت حين خلفه في غزوة تبوك غزاها رسول الله صلى الله عليه و سلم فقال له علي : خلفتني مع الصبيان و النساء قال : ألا ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة بعدي ، و لا أسبه ما ذكرت يوم خيبر قال رسول الله صلى الله عليه و سلم لأعطين هذه الراية رجلاً يحب الله و رسوله و يفتح الله على يديه فتطاولنا لرسول الله صلى الله عليه وسلم فقال أين علي ؟ قالوا : هو أرمد فقال : ادعوه فدعوه فبصق في وجهه ثم أعطاه الراية ففتح الله عليه قال : فلا و الله ما ذكره معاوية حتى خرج من المدينة
هذا حديث صحيح على شرط الشيخين و لم يخرجاه بهذه السياقة و قد اتفقا جميعاً على إخراج حديث المؤاخاة و حديث الراية .).


ببين با چه رسوايي وچه پررويي  معاويه ميگويد چرا علي(ع) را سب و دشنام نميدهي وچه جالب جواب ميدهد

 

 

 درصحيح بخاري منقولست كه شخصي پرسيد مگر پيامبر  وصيت نكرد (چون طبق قرآن وصيت  واجبست) پاسخ داد كه بلي  دو تا را گفت ولي سومي را فراموش كرده ام !!!!! جريان چه بوده

از

 اوضاع  واحوال برميآ يد كه دستگاه مخوف و اطلاعاتي بني اميه آنچنان درپي نابودي نام وآثار علي (ع) بودند كه حتي قاريان قرآن هنگام ختم قرآن ميگفتند :: صدق الله العظيم در حاليكه در قرآن كريم همه جا علي و عظيم را كه از نامهاي باري تعالي هستند باهم آورده و ميفرمايد وهوالعلي العظيم و هوالعلي الكبير::

يا در حديثي كه در صحيح نسايي و سنن بيهقي آمده كه سعيد بن جبير همراه  ابن عباس به حج آمده بودند  ديدند مردم در حج بيت الله از گفتن تلبيه الهم لبيك خودداري ميكردند ابن عباس (مفسر و حبرامت) گفت چون بخاطر بغض علي(ع) حاضرند سنت رسول الله (ص)

را ترك كنند.  چون علي (ع) نيز اين كلام(اللهم لبيك) را ميگويد 

بعضي در تفسير اين حديث كفته اند كه مردم از ترس جانشان

 زيرا علي (ع) نيز تلبيه ميگويدو معاويه فكر ميكند ما علي را دوست داريم و جانمان به خطر ميافتد . در هرصورت مقصود ما را ميرساند كه همين نتيجه را معاويه ميخواست : محو سنت چه باترساندن و زور وچه با بغض و دشمني با علي

 

 

پس تو اي خواننده منصف فكر ميكني چرا مبغوض ترين افراد نزد منافقين علي (ع) است. چون مجسمه سنت رسول (ص) و اعلم به سنت رسول الله (ص) است

حديث صحيح كنا نعرف المنافقين ببغضهم لعلي

 

ان المنافقين في الدرك اسفل من النار قرآن كريم

بدترين جاي آتش از آن منافقين است

 

 چرا در نماز جمعه كه امام جمعه يادش رفت علي را لعن كند گفتند واي سنت رسول را ترك كردي وبرگشت ولعن كرد  كه داستان آن قبلا آمد.

 

چرا تمام تير ها متوجه عليست؟

جوابش واضح است چون ذخيره اسلام بعدازنبي(ص)

 و اول المؤ منين است واز 10 سالگي تحت تربيت شخص رسول اكرم(ص) بود و مانند سايرين قسمتي از عمرش را در جاهليت و بت پرستي نگذرانده بود و صديق اكبر و فاروق اعظم و مولاي مؤمنين بعد از رسول(ص) است و اگر بر مسند خلافت بعد از نبي قرار گيرد پايه هاي اسلام تقويت و تشييد ميشود و منافقين " كرهوا ما انزل الله فاحبط اعمالهم"

 

 غافل از اينكه همه رسالت  انبياء عظام براي هدايت بشر و براي خود او است. واگر پيامبر به امر خدا علي را جانشين خود قرار ميدهد براي هدايت و تكامل بشريت است.

 

 

قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم 

ان اجرى الا على الله

 

 

قل هل ننبكم بالاخسرين اعمالا الذين ضل سعيهم في الحيوة الدنيا و يحسبون انهم يحسنون صنعا  صدق الله العلي العظيم

 

 

زيانكارترين مردمان كساني هستند كه اعمالشان نابود شده چرا ؟ چون يك عمر فكرميكردند راه را درست ميروندو دم مرگ فهميدند كه بسمت دره هلاكت رفته اند نعوذبالله

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 8:43  توسط عبدالله  |