|
|
|
|
الله تعالی در این آیات میفرماید :
از جمله صفات منافقين كه به اسلام تظاهر و كفر را در دل پنهان مي داشتند اين بود كه هرگاه به سوي حاكم قرار دادن رسول الله صلي الله عليه و آله سلم فرا خوانده مي شدند آن را اجابت نمي كردند بلكه در مقابلش قرار مي گرفتند.
ومن یطع الرسول فقد اطاع الله قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی با سلام
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:50 توسط عبدالله
|
|
||
|
|
|
|
|
إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينات والهدى من بعد ما بيناه للناس في الكتاب أولئك يلعنهم الله ويلعنهم اللاعنون إلاَّ الذين تابوا وأصلحوا وبينوا فأولئك أتوب عليهم وأنا التواب الرحيم Those who conceal the clear (Signs) We have sent down, and the Guidance, after We have made it clear for the people in the Book,-on them shall be God's curse, and the curse of those entitled to curse,- وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ فنجعل لعنة الله علي الكاذبين فويل لهم مما كتبت ايديهم عقل برترين موجودات است زيرا خدا ميفرمايد : ان شر الدواب عندالله الصم البكم الذين لا يعقلون بدترين موجودات كساني هستند كه از عقلشان استفاده نميكنند. حال عقل چيست : ما عبد به الرحمان وكتسب به الجنان يعني بوسيله عقل خدا عبادت شده و بهشت تحصيل ميشود. آيات بسياري در قرآن راجع به تعقل وتفكر آمده كه افلا تعقلون افلا تتفكرون وما يعقلها الا العا لمون فسألوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون حداقل كاري كه بيسوادان ميتوانند انجام دهند ، سكوت است طبق آيه " ولا تقف ماليس لك به علم" نه اينكه مطالبي به دروغ بنويسند كه جاهلي بواسطه اين نوشته اقدامي كند كه وما زادوهم غير تخسير تمام انبيا آمدند كه بشر را به فطرت خويش آشنا كرده وبه خويش برگردانند و همگي عالم را از خدا وبسوي او معرفي نمودند . واگر كسي از پيامبران اطاعت ميكند يقينا خدارااطاعت نموده زيرا " ومن يطع الرسول فقد اطاع الله" و كسي كه رسول را نا فرماني كند الشيطان سول لهم ومن يعص الله ورسوله فقد ضل ضلالا مبينا احزاب ذلك بانهم كرهوا ما انزل الله فاحبط اعمالهم سوره محمد(ص) و اكثرهم للحق كارهون مؤمنان حقيقي كسانيكه هستند كه هر چه نبي(ص) گفت بدون هيچ دلتنگي از جان ودل بپذيرند و تسليم محض رسول باشند زيرا خدا فرمود: ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا" با بررسي تحليلي تاريخ اسلام متوجه ميشويم كه اوضاع عرب جاهلي قبل از اسلام بسيار خطر ناك و وحشتناك بوده از غارتها بي عدالتي ها خونريزي ها و .... كه خداوند ميفرمايد وكنتم علي شفا حفرة من النار فانقذكم يعني بر پرتگاه آتش بودديد وخدا با فرستادن نبي(ص) شما را هدايت كرد. نكته اينجاست عربي كه چندين قرن اينچنين زندگي كرده فقط در عرض 23 سال دعوت پيامبر مقداري عوض شدند ولي در اواخر عمر رسول اكرم (ص) دوباره زمزمه هاي جاهلي شروع شد. مثلا در مدينه منافقين داراي تشكيلاتي شده و نقشه هاي برگشت به جاهليت را ميكشيدند . شاهد عيني اين موضوع در حجة الوداع بود كه آخرين حج نبي مرسل(ص) بود وعده زيادي از طوايف مسلمين براي آخرين ديدار با اول شخص عالم هستي محمد مصطفي(ص) گرد آمدند كه بعد از انجام فريضه حج هنگام برگشت به جحفه كه سه راهي بود كه مسلمين پراكنده ميشدند آيه نازل شد آیه مبارکه یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسا لته که در سوره مایده آخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شده اين آيه هشدار شديدي به پيغمبر ميدهد و ميگويد كه اگر ابن ابلاغ را انجام ندهي مثل اينست كه رسالتت را ناتمام گذاشته اي . چه موضوع مهمي بود كه پيغمبر ازآن خوف و هراس داشت كه خدا فرمود تورا از شر مردم(منافقين) حفظ ميكنم مگر نبي اكرم(ص) تا بحال اوامر الهي را ابلاغ نميكرد مگر 23 سال : وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي: انما عليك البلاغ و علينا الحساب بالاخره پيامبر دستور توقف دادند و گفتند هركه جلو رفته برگردد وصبر كردند تا همه جمع شدند سپس خطبه اي طولاني خواندند و مسايل مهمي از توحيد و نبوت ومعاد مطرح نموده وپس از گواهي گرفتن از مردم از اينكه آيا من اولي به مؤمنين از انفسهم هستم يا نه و ذكر حديث ثقلين فرمودند من كنت مولاه فعلي من بعدي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله كه متن خطبه در آرشيو موضوعات سايت آمده است. ومن نكث فانما ينكث علي نفسه منافقين كه در بين اصحاب بودند با تضعيف جسمي رسول مكرم(ص) فرصت را غنيمت شمرده ودر صدد انتقام برآمدند. قبلا خداوند در سوره اي كه بنام منافقين نازل كرد ودر سوره توبه و محمد(ص) هشدار داده بود حتي در سوره ال عمران نيز انقلاب اصحاب علي اعقاب را گوشزد كرد ه بود و در لحظات پاياني عمر مبارك خاتم النبيين (ص) با منع حضرتش از نوشتن وصيتش كه گفتند رسول (ص) درد بر او غلبه كرده و هذيان ميگويد نگذاشتند وصيتش را بنويسد در حاليكه همين افراد را حضرت در جيش اسامه قرار داده بود كه از شهر بيرون باشند ودر امور دخالت بيجا نكنند ، چون ميدانست اينها فكر هايي در سر دارند و متخلفين از سپاه اسامه را لعنت نمود . تمام اين مطالب در صحاح شش گانه اهل سنت بلاخص بخاري و مسلم بتكرار آمده است. بعد از رحلت نبي مكرم (ص) آتشي كه در طول اين 23 سال ظاهرا خاموش شده بود دوباره از زير خاكستر منافقين زبانه كشيد و با انحراف از غدير ، سقيفه درست شد و پيامد آن عاشورا و كشتار علويين و سادات و ذراري رسوالله(ص) كه فكر كنم آثار اين انحراف و تفرقه تا قيامت گريبانگير مسلمانان باشد. بيشترين استفاده از اين جريانات را ابوسفيان و پسرش معاويه وپسرش يزيد بردند كه اين سه نفر مؤسس شجره ملعونه بني اميه كه در قرآن ازآن نامبرده شده وپيامبر در خواب ديد كه بوزينگان بر منبر او بالا ميروند و جبرييل امين براي تسلي خاطر آنحضرت سوره قدر را برآنحضرت خواند كه حدودا 1000 ماه خلافت امويان با الف شهرجبران شود. (تفسير كبير امام فخر رازي و سايرين) ودر احاديث معتبري كه آمده هرسه نفر ابوسفيان و معاويه و يزيد بر لسان مبارك پيامبر اعظم(ص) لعن شده اند . با ارتحال نبي مكرم(ص) خيال منافقين از اصل و اساس اسلام تقريبا آسوده گشت فقط مانده بود ذخيره اي كه پبامبر (ص) در روز غدير و ساير اوقات براي ادامه اسلام و تشديد و تقويت آن تدارك ديده بود.( بجهت هدايت خود مردم) كسيكه عالمترين و باتقواترين مردم وبشهادت آيه تطهير از عصمت نيز برخوردار است وكسي است كه بنص حديث متواتر منزلت كه بخاري و مسلم و ساير صحاح نقل نمده اند خليفه رسول اكرم (ص) است. لازم است بحثي پيرامون اين حديث شريف داشته باشيم حضرت رسول اكرم(ص) به علي(ع) فرمودند " انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي" اي علي تو نسبت به من مانند هارون به موسي هستي جز آنكه بعد از من پيامبري نيست. ودر بعضي از احاديث دنباله آن آمده كه " ولو كان لكنت" يعني اگر بعد از من پيغمبري بود آن تو بودي . همه ميدانيم كه حضرت هارون (ع)برادر ، وزير، خليفه ، جانشين حضرت موسي(ع) بود و تمام اين مقامات براي علي(ع) مترتب است و چون بحكم اينكه رسوالله (ص) خاتم النبيين است وبعد از آنحضرت پيامبري نخواهد آمد بجز نبوت خاصه كه مخصوص حضرت رسول(ص) است تمام فضايل و مناقب در علي (ع) مجموع است كه حديث " يا علي انت مني وانا منك " كه در صحيح بخاري و مسلم و ساير مسانيد آمده و آيه و انفسنا در جريان مباهله با نصاري نجران كه علي را نفس نبي خوانده و آيه تطهير كه فخر رازي و جارالله زمخشري ميگويند اين آيه در شأن 5 تن أل عباست به اتقاق جميع مفسرين و ارباب سير وتفسير (صحيح مسلم وتر مذي و ابن ماجه و مسند امام احمد حنبل و مستدك حاكم نيشابوري نيز از قول ام سلمه وعايشه نيز آمده كه اين آيه در باره 5 نفر اهل كساست است) وابلاغ سوره براءت بوسيله ابوبكر و برگرداندن حضرت اورا و دادن به علي و بستن تمام در ها ي منتهي به مسجد بجز باب علي و برادر كردن حضرتش با علي و بسياري احاديث ديگر در اين باب وحديث انا عبد من عبيد محمد كه از علي منقولست نشانگر اينست كه علي (ع) واجد تمام صفات و مناقب حضرت رسول (ص) بجز نبوت بوده واگر بحكم قادر متعال نبوت ختم نگر ديده بود قطعا علي پيامبر بعدي بود . پس منافقين دست بكار شده وعلي و خاندانش را كه بعد از پيامبر امر به اطاعت شده بودند در مرحله اول خانه نشين سپس شهيد و بهمين صورت فرزندان پاك رسول الله (ص) وألش را يكي بعد از ديگري مسموم و شهيد كردند . در اين زمينه آنقدر از علويين كشتند كه بحساب خود فرزندان كوثر زهرا را كه دنباله اسلام هستند نابود كنند تا اثر ي از اسلام نباشد . يريدون ان يطفؤا نور الله بافواههم و يابی الله الا ان يتم نوره و لو کره الکافرون در اين راستا معاويه نقش بسيار اساسي داردو با سياست كامل مرحله به مرحله پيش رفت . مثلا مورخين مانند بلاذري در انساب الاشراف ، امام المورخين طبري ، حافظ ابن عساكر در تاريخ دمشق و ... مينويسند كه بيش از 70 سال علي(ع) بر منابر لعن وسب ميشد . و هركس نام علي را ميبرد قطعا در ليست ترور معاويه قرار ميگرفت ابتدا فرزند رسول الله(ص) سبط اكبر احدي سيدي شباب اهل الجنة امام حسن را و سپس عمارو مالك اشترو محمد بن ابي بكر را شهيد كردو ميثم تمار كه زبان اورا كه بذكر فضايل علي مترنم بود بريدندو حجربن عدي و ..... را كشتند اين معاويه مادرش هند جگر خوار است كه در جنگ احد جگر حمزه سيد الشهدا را به دندان گرفت و پدرش ابوسفيان دندان مبارك پيامبر(ص) راشكست و پسرش يزيد جگرگوشه رسول را در كربلا بخاك و خون كشيد ودر تاريخ آمده هنگاميكه مؤذني اذان گفت و به كلمه اشهد ان محمد رسول الله رسيد معاويه خطاب به يكي از يارانش گفت ميبيني پدر من وتو مردند وهيچ كس از آنها ياد نميكند ولي اين مرد( رسول مكرم(ص)) كه مرده تا كي بايد نامش بر مأ ذنه ها برده شود و غايت سعي خودرا در محو و نابودي اسلا م بكار برد. مانند اين حديث كه مسلم در صحيح و حاكم نيشابوري در مستدرك آورده كه قال معاوية لسعد بن أبي وقاص رضي الله عنهما : ما يمنعك أن تسب ابن أبي طالب قال : فقال لا أسب ما ذكرت ثلاثاً قالهن له رسول الله صلى الله عليه و سلم لأن تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم قال له معاوية : ما هن يا أبا إسحاق قال : لا أسبه ما ذكرت حين نزل عليه الوحي فأخذ علياً و ابنيه و فاطمة فأدخلهم تحت ثوبه ثم قال : رب إن هؤلاءأهل بيتي ، و لا أسبه ما ذكرت حين خلفه في غزوة تبوك غزاها رسول الله صلى الله عليه و سلم فقال له علي : خلفتني مع الصبيان و النساء قال : ألا ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة بعدي ، و لا أسبه ما ذكرت يوم خيبر قال رسول الله صلى الله عليه و سلم لأعطين هذه الراية رجلاً يحب الله و رسوله و يفتح الله على يديه فتطاولنا لرسول الله صلى الله عليه وسلم فقال أين علي ؟ قالوا : هو أرمد فقال : ادعوه فدعوه فبصق في وجهه ثم أعطاه الراية ففتح الله عليه قال : فلا و الله ما ذكره معاوية حتى خرج من المدينة درصحيح بخاري منقولست كه شخصي پرسيد مگر پيامبر وصيت نكرد (چون طبق قرآن وصيت واجبست) پاسخ داد كه بلي دو تا را گفت ولي سومي را فراموش كرده ام !!!!! جريان چه بوده از اوضاع واحوال برميآ يد كه دستگاه مخوف و اطلاعاتي بني اميه آنچنان درپي نابودي نام وآثار علي (ع) بودند كه حتي قاريان قرآن هنگام ختم قرآن ميگفتند :: صدق الله العظيم در حاليكه در قرآن كريم همه جا علي و عظيم را كه از نامهاي باري تعالي هستند باهم آورده و ميفرمايد وهوالعلي العظيم و هوالعلي الكبير:: يا در حديثي كه در صحيح نسايي و سنن بيهقي آمده كه سعيد بن جبير همراه ابن عباس به حج آمده بودند ديدند مردم در حج بيت الله از گفتن تلبيه الهم لبيك خودداري ميكردند ابن عباس (مفسر و حبرامت) گفت چون بخاطر بغض علي(ع) حاضرند سنت رسول الله (ص) را ترك كنند. چون علي (ع) نيز اين كلام(اللهم لبيك) را ميگويد بعضي در تفسير اين حديث كفته اند كه مردم از ترس جانشان زيرا علي (ع) نيز تلبيه ميگويدو معاويه فكر ميكند ما علي را دوست داريم و جانمان به خطر ميافتد . در هرصورت مقصود ما را ميرساند كه همين نتيجه را معاويه ميخواست : محو سنت چه باترساندن و زور وچه با بغض و دشمني با علي پس تو اي خواننده منصف فكر ميكني چرا مبغوض ترين افراد نزد منافقين علي (ع) است. چون مجسمه سنت رسول (ص) و اعلم به سنت رسول الله (ص) است حديث صحيح كنا نعرف المنافقين ببغضهم لعلي ان المنافقين في الدرك اسفل من النار قرآن كريم بدترين جاي آتش از آن منافقين است چرا در نماز جمعه كه امام جمعه يادش رفت علي را لعن كند گفتند واي سنت رسول را ترك كردي وبرگشت ولعن كرد كه داستان آن قبلا آمد. چرا تمام تير ها متوجه عليست؟ جوابش واضح است چون ذخيره اسلام بعدازنبي(ص) و اول المؤ منين است واز 10 سالگي تحت تربيت شخص رسول اكرم(ص) بود و مانند سايرين قسمتي از عمرش را در جاهليت و بت پرستي نگذرانده بود و صديق اكبر و فاروق اعظم و مولاي مؤمنين بعد از رسول(ص) است و اگر بر مسند خلافت بعد از نبي قرار گيرد پايه هاي اسلام تقويت و تشييد ميشود و منافقين " كرهوا ما انزل الله فاحبط اعمالهم" غافل از اينكه همه رسالت انبياء عظام براي هدايت بشر و براي خود او است. واگر پيامبر به امر خدا علي را جانشين خود قرار ميدهد براي هدايت و تكامل بشريت است. قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الا على الله قل هل ننبكم بالاخسرين اعمالا الذين ضل سعيهم في الحيوة الدنيا و يحسبون انهم يحسنون صنعا صدق الله العلي العظيم زيانكارترين مردمان كساني هستند كه اعمالشان نابود شده چرا ؟ چون يك عمر فكرميكردند راه را درست ميروندو دم مرگ فهميدند كه بسمت دره هلاكت رفته اند نعوذبالله |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 8:43 توسط عبدالله
|
|
||