|
|
|
|
|
امروز عید غدیر است و برای تبرک وتیمن وبرای استفاده متفکرین، خطبه رسول مکرم اسلام (ص) که 1400 سال قبل ایراد فرمودند با سند صحیح از شیعیان و عامه میآوریم. متن کامل خطبه غدیر را اینجا ببینید . محل جغرافیایی غدیر خم . در باره غدیر و رشد از مجامع روایی اهل سنت نیز درصحیح مسلم و ترمذی وابن ماجه و مسند احمدحنبل وصواعق محرقه وصدها کتاب دیگر متواتر است که علمای متعصب هر چه کرده اند که در این حدیث پر معنی خدشه وارد سازند نتوانسته اند چرا که والله متم نوره ولو کره المشرکون. ما از صحیح مسلم حدیث غدیر خم را نقل میکنیم: حدثني زهير بن حرب، وشجاع بن مخلد، جميعا عن ابن علية، قال زهير حدثنا إسماعيل بن إبراهيم، حدثني أبو حيان، حدثني يزيد بن حيان، قال انطلقت أنا وحصين، بن سبرة وعمر بن مسلم إلى زيد بن أرقم فلما جلسنا إليه قال له حصين لقد لقيت يا زيد خيرا كثيرا رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم وسمعت حديثه وغزوت معه وصليت خلفه لقد لقيت يا زيد خيرا كثيرا حدثنا يا زيد ما سمعت من رسول الله صلى الله عليه وسلم - قال - يا ابن أخي والله لقد كبرت سني وقدم عهدي ونسيت بعض الذي كنت أعي من رسول الله صلى الله عليه وسلم فما حدثتكم فاقبلوا وما لا فلا تكلفونيه . ثم قال قام رسول الله صلى الله عليه وسلم يوما فينا خطيبا بماء يدعى خما بين مكة والمدينة فحمد الله وأثنى عليه ووعظ وذكر ثم قال " أما بعد ألا أيها الناس فإنما أنا بشر يوشك أن يأتي رسول ربي فأجيب وأنا تارك فيكم ثقلين أولهما كتاب الله فيه الهدى والنور فخذوا بكتاب الله واستمسكوا به " . فحث على كتاب الله ورغب فيه ثم قال " وأهل بيتي أذكركم الله في أهل بيتي أذكركم الله في أهل بيتي أذكركم الله في أهل بيتي " . فقال له حصين ومن أهل بيته يا زيد أليس نساؤه من أهل بيته قال نساؤه من أهل بيته ولكن أهل بيته من حرم الصدقة بعده . قال ومن هم قال هم آل علي وآل عقيل وآل جعفر وآل عباس . قال كل هؤلاء حرم الصدقة قال نعم اللہ محمد و آلِ محمد اور آپ پر اپنی رحمتیں اور برکتیں نازل فرمائے۔ امین۔ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابہ
ودراین حدیث اسرار و معارفی برای خردمندان نهفته است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 16:14 توسط عبدالله
|
|
||
|
|
|
|
|
علت منع نگارش حديث بوسيله خلفا و سوختن قرآنها بوسيله عثمان و ....... حاكم نيشابوري در مستدرك و سيوطي در جمع الجوامع جلد 2 ص 147 و خطيب و سبط بن الجوزي دز تذكرة الخواص بسند خود از عايشه نقل ميكند كه شبي پدرم نا آرام بود وتاصبح ناراحت وقتيكه صبح شد گفت دخترم آن 500 حديثي كه نزد توست بياور و همه را سوزانيد و گفت ميتر سم بميرم ودر اين احاديث احاديثي باشد كه من از شخص مورد اطميناني نقل كردم ولي حديث غير از چيزي باشد كه او بمن گفته ومسؤليت آن بر گردن من بيفتد !!! وعمر بشدت از روايت حديث ممانعت ميكند ... در توجيه عملش گقته اند كه ميتر سيد ه با قرآن مخلوط شوند !!!! وجالب اينجاست كه راستگوترين مرد ( بروايت صحيح از الباني ) http://arabic.islamicweb.com/Books/albani.asp?id=2123 صححه الالباني ... قال رسول الله (ص) ما اقلت الغبراء ولا اظلت الخضراء من رجل أصدق لهجة من أبي ذر ... فكيف ينفيه عثمان الى الربذة حتى مات وحيدا غريباً وكلاهما صحابة؟؟ يعني ابوذر الغفاري كه يكي از 4 نفري است كه رسول خدا مامور بدوستي اوست ؛ را از گفتن حديث منع ميكنند واورا به ربذه تبعيد ميكنند چون از شيعيان عليست !!! دارمي در سننش (ج1 ص 132) روايت كرده كه ابوذر در جمع مردم حديث ميگفت كه مردي بالاي سرش آمد وگفت مگر از حديث منع نشده اي ؟؟ ابوذر گفت مگر تو بازرسي ؟ اگر شمشير بر گردن من بگذاري تا زماني كه شمشير در گردن من فرو رود حتي يك كلمه كه از رسول خدا (ص) شنيده باشم روايت خواهم كرد !! بلي اين رادمرد صحابه ابوذر غفاري است كه بگفته بخاري ((1) صحيح البخاري رقم 4246 كتاب المغازي.) و ابن كثير و ابن اثير و طبري و .... بعلت در افتادن با بني اميه وعثمان( بعلت بذل وبخششهاي بيحدو حصر عثمان باقوام وخويشان مثلا به پسر عمويش مروان حكم پسر ملعون بزبان پيامبر و رانده رسول خدا يعني حكم بن ابي العاص بن امية بن عبد الشمس الاموي كه عاقبت سبب شورش مسلمين عليه خودش شد ) اورا به ربذه تبعيد ميكنند و بگفته مورخين عثمان به معاويه نوشت كه ابوذر را بر مركب درشت وبي زيني بنشان و بدون توقف اورا به مدينه بفرست ... ووقتي ابوذر آن پير مرد 90 ساله به مدينه رسيد گوشتهاي رانش ريخته بود و شديدا مجروح و زخمي !!! عمار ياسر صحابي جليل القدر پس از مشاهده اين وضع اسفناك وارتحال ابوذر در تبعيد گاه ربذه به عثمان گفت مرد صالحي را تبعيد كردي وعثمان به پشت سر عمار زد وبا فحش ركيكي ( يا عاض ايربيه ) گفت تورا هم تبعيد ميكنم !!!! وجاء علي وقال : اتق الله فانك سيرت رجلا صالحا من المسلمين ( يعني ابا ذر الغفاري ) فهلك في تسييرك ثم انت الا ن تريد ان تنفي نظيره .(يعني عمار بن ياسر ) . وقال عثمان انت احق بالنفي منه !! فقال علي (ع) رم ذلك ان شئت !@!! وايضا رواه ابن اعثم الكوفي في الفتوح. علي عليه السلام پس از وقوف والتماس خويشان عمار براي جلوگيري از تبعيد او ؛ پادر مياني ميكند وبه عثمان ميگويد بترس از خدا بدرستيكه مرد صالحي (ابوذر ) را تبعيد كردي واو در تبعيد مرد الآن ميخواهي عمار را تبعيد كني !!!! عثمان گفت تو سزاوارتري به تبعيد !!!! سپس علي (ع) گفت تبعيد كن اگر ميتواني !!!!! سؤال اينجاست كه چرا ابوهريره ها آزادانه به گفتن حديث ميپردازند ولي ابوذر ها منع ميشوند ؟؟؟؟ لماذا نهي عمر قرظة بن كعب عن رواية الحديث ؟( سنن ابن ماجة ج1 ) و سنن دارمي ج1 ص 85 و مستدرك حاكم ج 1 ص102 و طبقات ابن سعد و جامع بيان علم . عثمان ميگويد مجاز نيست كه حديث گويند مگر آن احاديثي كه در زمان ابوبكر وعمر گفته ميشد !!!! لماذا روى مسلم عن أبو هريرة الدوسي (585) و البخاري (446) حديثا چرا صحيحترين كتاب حد يث عامه يعني بخاري 446 حديث از ابوهريره مياورد ولي از ابوذر و از علي (ع) .... و بخاري از امام صادق (ع) حتي يك حديث روايت نكرده است !!!! علتش را اينجا جستجو كنيد : ابوهريره از رسول خدا روايت ميكند كه پيامبر فرمود خداوند 3 كس را امين وحي خويش ساخت من وجبرئيل ومعاويه !! ( الصراع بين الامويين ومبادي الاسلام ص 51 ) حال با حديث ابوذر مقايسه كنيد : ابوذ ر به معاويه ميگويد : از رسول خدا شنيدم كه به معاويه گفت بارالها او را لعنت كن و جز با خاك گور سير مكن (الغدير ج10 ) البته در صحيح مسلم باب من لعنه النبي آورده كه حضرت فرمودند خدايا شكمش را سير مكن !!! يا اينكه در تاريخ طبري ج 11 ص 357 از پيامبر (ص) آورده كه فرمودند از اين دره مردي بيرون ميآيد كه بروز حشر مسلمان محشور نخواهد شد كه ناگهان معاويه پديدار شد . بله اين احاديث كه نصوص روشني بر خلافت علي (ع) بود بين مردم منتشر بود و پس از آنكه خلفا و سپس بني اميه به خلافت رسيدند براي مشروعيت بخشيدن به حكومت خود مجبور بودند احاديثي بسازند كه آبروي آنان را حفظ كند مثلا از قول پيامبر جعل كردند بنا بر نقل مسلم در صحيحش : خدايا من بشري بيش نيستم هركس از مسلمانان را كه لعنتش كردم تو اين لعنت را سبب تزكيه و تطهير او قرار بده !!!!!!!!!! (صحيح مسلم ج 8 و مسند احمد ج6) بقول ما ايرانيان دروغگو حافظه نداره حال تواي خواننده گرامي وعاقل بنگر اين احاديث را : همين پيامبر روايت كرده كه فرمود : كسي كه مؤمني را لعن كند مثل اينست كه اورا كشته است (مسند احمد ج 6 ص 108 ) وفرمود كسي كه لعن كند نه در زمره شهيدان است ونه در زمزه شفعا ( صحيح مسلم و مسند احمد و سنن ابوداود ج2 ص 291 ) وفرمود كسي كه چيزي را كه شايسته لعن نيست لعن كند اين لعنت بخود اوبر ميگردد سنن ابو داوود ج2 ص 122) واز همه مهمتر اين حديث است : بخاري در صحيحش در 2 مورد (ج2 و ج4 ص 181 وص 115 ) ومسلم (ج7 ص 80 ) ومسند احمد (ج 6 ص 130 و طبقات ابن سعد ج1 ص 91 ) از رسول گرامي اسلام (ص) روايت كرده اند : رسول خدا (ص) لعنت نكرد كسي را مگر اينكه ازحرمات خداي عز وجل هتك احترامي ميشد !!! وهر شخص عاقل با انصافي ميداند كه چگونه پيامبري كه صاحب خلق عظيم است ورحمت جهانيان ميباشد وقلبش گشاده (الم نشرح لك صدرك ) بي جهت شخصي را لعنت كند وازآن بدتر بعدا بگويد من اشتباه كردم وخدايا اين لعنت را مايه تزكيه اش قرار بده !!!!!! بله سياست وتو چه ميداني كه سياست وحب رياست چيست ؟؟؟؟ وبني اميه با اسلام چكاركه نكردند !!!! ابن ابي الحديد معتزلي از مدايني روايت ميكند كه معاويه به تمام ولايات بخشنامه كرد كه از كسي كه فضيلت علي را گويد سلب مصونيت شود وسپس در اقدام بعدي فضايل فراواني براي عثمان جعل كرد ند و در بخشامه دوم گفت اينك در فضيلت ابوبكر وعمر مناقب بگوييد ودر مقابل هر حديث در فضيلت علي يك حديث در مقابل آن براي خلفا بتراشيد كه مرا خوشتر وبراي ديده ام روشني بخشتر است و شيعيان علي را ناگوارتر !!!! ابوجعفر اسكافي ميگويد معاويه 100000 درهم به سمرة بن جنب داد گفت بگو آيه ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤف بالعباد در باره ابن ملجم مرادي قاتل علي وآيه ومن الناس من يعجبك قوله في الحيوة الدنيا ويشهد الله علي ما في قلبه و هو الد الخصام در باره امير المؤمنين (ع) است ؟؟؟؟؟؟ سمره نپذيرفت گفت 200000 درهم ميدهم باز نپذيرفت تا 400000 درهم شد پذيرفت (سفينه ج1 ص 654 ) واين روال ادامه داشت و احاديث بسياري در منقبت خلفا وضع شد واحاديث ركيكي در باره علي (ع) مثل عقد دختر ابوجهل بوسيله علي (ع) وغضب زهرا (س) و حديث ضحضاح در باره كافر بودن پدر علي (ع) و..... جواب كاملش را در اين لينك ببينيد : http://hojjah.googlepages.com/fatemevaali.doc و اين معاويه كسي است كه خودش اعتراف كرد كه نام محمد (ص) را دفن خواهم كرد وتمام مساعي خودرا معطوف همين كار كرد غافل از اينكه خدا وند گفته " ورفعنا لك ذكرك " اي محمد (ص) ما نام تورا بلند كرديم بقول شاعر : چراغي كه ايزد بر افروزد اگر احمق پف كند ريشش (بلكه ريشه اش ) بسوزد . وجالب اينجاست تا بحال كسي موفق به آباد كردن قبر اين ملعون نشده است در سوريه آخرين نفر ي كه قصد مرمت قبر اورا داشت هواپيمايش سقوط كرد ومرد . والآن قبرش مزبله وآشغال داني است. لهم خزي في الحيوة الدنيا ولعذاب الآخرة اخزي و اين معاويه يكي از دهات عرب (به ضم د ) يعني زيركان عرب است و ضربه اي بر اسلام وارد ساخت كه بعد از او كسي نتوانست !! بالاخره اين روند جعل احاديث و وارونه جلوه دادن حقايق بحدي پيش رفت كه دقيقا حق بصورت باطل وباطل بصورت حق جلوه گر شد و اوضاع بشدت تاريك وغير شفاف شد واين امر ابتدا در زمان حضرت رسول بوسيله منافقين كه از نوشتن وصييتش ممانعت كردند (صحيح بخاري ومسلم ) وسپس بوسيله خلفاي غاصب براي مشروعيت بخشيدن به حكومت خود ادامه يافت و بصورت جدي وخطرناكي در دوران امويان وعباسيان جلوه گر شد يكي از علل پيدايش فرق گوناگون همين اوضاع است مثلا در آن دوره كه وسايل ارتباط جمعي اينترنت و تلويزيون و روزنامه و..... نبوده كه مردم بسرعت از اخبار و وقايع مطلع شوند . امام صادق (ع) و 4000 نفر شاگردش كه از جمله آنان ابوحنيفه ومالك بودند كه به اعتراف خودشان كسي به فضل وعلم وتقواي جعفربن محمد (ع) نمي رسيد . اما سياست عباسيون را ببينيد وقتي كه ديدند حوزه درس امام رونق گرفته وهر لحظه احتمال كشف حقايق ميرود با تعطيلي درس امام صادق (ع) ودر مقابل تاسيس كلاس درس به استادي ابوحنيفه ومالك بن انس ؛ امر را بر مردم عادي مشتبه ساختند و امام را تحت الشعاع اين دونفر قرار دادند . جالب اينجاست كه وقتي كلاس اين دو نفر نيز رونق گرفت آنها را نيز زنداني وسر به نيست كردند !!!! در اين شرايط غبار آلود فرق گوناگوني بوجود آمد كه همه اش نتيجه سياسي كاري خلفاي ستمگر وفاسق اموي وعباسي بود . روند دشمني با علي (ع) وشيعيانش بحد افراطي رسيد . معاويه كه برادر و عمو وداييش بدست علي (ع) در جنگ بدر كشته گرديده بودند تخم دشمني با اصل اسلام را ميپاشد و نطفه پليدش در كربلا ريحانة النبي و مجدد الاسلام را ميكشد و پس از او بوسيله نواصب ادامه مييابد . نكته قابل توجه اينجاست كه تا قرن سوم هجري مردم علي (ع) را جزو خلفا بحساب نمياوردند ووقتي امام احمد حنبل اين وضع را ديد گفت كه كسي كه علي را خليفه چهارم نداند از الاغ احمق تر است (مجموع الفتاوي 4/479 ابن تيميه ) و كم كم در اثر فرهنگ سازي شيعيان و بيداري بعضي از اهل سنت ؛ مقام علي (ع) بر مرده دلان مكشوف شد و از شدت دشمني با شيعيان كاسته شد حتي امام نسايي كه از ائمه كتب شش گانه سنت است در مسجدي در شام ديد كه به علي (ع) دشنام ميدهند او كه حافظ احاديث بود با سلسله اسناد فضائل علي (ع) را ميگويد كه مردم عورت اورا گرفته و ميكشند واز مسجد بيرون مي اندازند ودر اثر اين زجر ميميرد !!! با علماي خود اين رفتار را دارند چه توقعي از نواصب داريد ؟؟ مثلا امام المورخين والمفسرين محمد بن جرير طبري كه بگفته ابن تيميه تفسيرش صحيحترين تفاسير و بگفته ابن اثير تاريخش صحيحترين تواريخ است در جريان در گيري ابوذر وعثمان خيلي كوتام وابتر موضوع را نقل ميكند ولي در موضوع عبد الله بن سبأ صفحات زيادي را سياه مي سازد . جالب اينكه در نزد علماي رجال سني از اول تا آخر كسي به دروغگويي و بي ايماني سيف بن عمر تميمي راوي قصه ابن سبأ نيست وهمگان نسبت زنديق وكافر و جعال ووضاع وكذاب به اوداده اند وذهبي ميگويد علماي اسلام متفقند بر دروغگوييش . واز همه بي انصاف تر اينست كه در سلسله رجال حديث اگر فرد شيعي بصرف اينكه منقبتي از علي (ع) ذكر كرده ؛ اورا تضعيف ميكنند ولي از نواصب مثل عمران بن حطان ومعاويه و حريز بن عثمان در صحيحترين كتبشان روايت ميكنند !!! اما شيعيان راهي استوار در حديث دارند آنان با تمسك به حديث ثقلين كه در صحيح مسلم وترمذي و مسند احمد حنبل و..... رسول الله (ص) سفارش كرد بعد از من به قرآن وعدلش اهل بيت متمسك شويد تا هرگز گمراه نشويد وآنان را مانند كشتي نوح معرفي كرد و علوم خود را به علي (ع) به ارث داد ونام آن صحيفه علي است كه در صحيح بخاري ومسلم و در اصول كافي ذكر شده و همگان در متن اين حديث در صحيح بخاري دقت كنيد به علي (ع) ميگويند : هل عندكم شيء مما ليس في القرآن وقال ابن عيينة مرة ما ليس عند الناس فقال والذي فلق الحبة وبرأ النسمة ما عندنا إلا ما في القرآن إلا فهما يعطى رجل في كتابه وما في الصحيفة قلت وما في الصحيفة قال العقل وفكاك الأسير وأن لا يقتل مسلم بكافر http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?hnum=6404&doc=0&IMAGE=%DA%D1%D6+%C7%E1%CD%CF%ED%CB هل عندكم شيء من الوحي إلا ما في كتاب الله قال لا والذي فلق الحبة وبرأ النسمة ما أعلمه إلا فهما يعطيه الله رجلا في القرآن وما في هذه الصحيفة قلت وما في الصحيفة قال العقل وفكاك الأسير وأن لا يقتل مسلم بكافر وجملة ما أعلمه إلا فهما يعطيه الله رجلا في القرآن (علي مع القرآن ) فيه معاني كثير دال علي ان عليا (ع) اعلم بالقرآن والسنة..... وحضرت تلويحا ميفرمايند كه هر كسي را فهم قرآن واين صحيفه ميسر نيست مگر آنكه لطف خدا شامل حالش شود واين تأييدي است بر حديث صحيحي كه علي را قرين قرآن معرفي كرده است (حاكم در مستدرك وصححه الذهبي ) ودر اصول كافي از امام صادق (ع) آمده كه هر چه من ميگويم از پدرم واو از آبائش بخط علي (ع) واملاء رسول خدا (ص) است . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:49 توسط عبدالله
|
|
||
|
|
|
|
|
فانها لاتعمى الابصار
چشم دارند ولي نمي خواهند ببينند!! ولقد اخذ الله ميثاق بني اسراييل و بعتنا منهم اثني عشر نقيبا قرآن كريم سؤالي دارم از تمام اهل سنت : آيا ميتوانيد اين دوازده امير (خليفه) كه در صحاح سته آمده اند را براي ما نام ببريد؟ حتی در بین یهود قبلا نیز ۱۲ نفر نقیب وجود داشته (تشابه امت محمد ص وموسی ع ) بخاري در صحيح خود : به اسناد خود از جابربن سمرة نقل ميكند از رسول خدا(ص) چنين شنيدم:
تا هنگاميكه 12 خليفه از قريش بر سر كارند اسلام عزيز (گرامي) خواهد بود.
احمدبن حنبل به اسناد خود از مسروق نقل ميكند: ####### حالا بياييد از علماي بزرگ سني بپرسيد كه اين 12 امام يا خليفه را نام ببريد اگر توانستند؟ ازبزرگترين علماي آنها @جلال الدين سيوطي@ كه انصافا دانشمند بزرگيست و چون بناي ما گفتن حق است و مصداق آيه " ولا يجرمنكم شنآن قوم ان تعدلوا" خدا ي تعالي ميفرمايد اگر با كسي دشمن هستيد ؛ درباره او به عدالت رفتار كنيد وسخن بگوييد؛ ما نيز حق را كتمان نميكنيم و ايشان بيش از 500 تأليف و تصنيف دارد و تقريبا مثل علامه مجلسي از نظر كثرت آثار است. در هر زمينه ادبيات ؛ تفسير ؛ رجال، حديث ،تاريخ، علوم قرآن و......... يد طولايي دارد. ايشان با آنهمه علم و تبحر در انطباق اين دوازده نفر عاجز مانده و نااميد گشته است. #مثلا در صحيح بخاري و مسلم كه اصح كتب بعد كتاب الله نزد عامه هستند روايت ميكند كه: ما بعداز نبي (ص) ميگفتيم ابوبكر و عمر وعثمان و ديگر بين اصحاب رسوالله(ص) تفاوتي و تفاضلي نبود !!!!!!# وتو اي خواننده عزيز بنگر كه امويان وعباسيان چگونه حقيقت را كتمان كرده اندكه حتي علي (ع) جزو خلفا نيست!!!!!! غافل از اينكه والله مخرج ما كنتم تكتمون يادر ديگر مسانيد و صحاح كه آورده اند ما بعداز نبي (ص) ميگفتيم ابوبكر و عمر وعثمان و معاويه و يزيد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ****** تعجب نكنيد زيرا من وشما ميدانيم يزيد و معاويه چه كساني هستند. بد نيست داستاني را كه براي من اتفاق افتاد برايتان بگويم روزي بايكي از برادران سني كه اهل افغانستان بود روز عاشورا بود و درباره قيام امام حسين (ع) بحث شد وي ميگفت امام حسين (ع) عليه خليفه وقت ؛ خروج كرد و يزيد بي تقصير بود !!!!!!!! يزيدي كه به شهادت تاريخ ، شارب الخمر ، تارك الصلواة ، ميمون باز و مشتهر به انواع فسق و فجوري بود ، او را خليفه رسول الله(ص) دانستن خيلي جاي بسي تأمل دارد . وتمام اين انحرافات بعد از سقيفه شروع شد و بوسيله منافقين و معاويه تقويت گرديد ؛ بطوريكه سيره رسول الله(ص) تغيير يافت و سنت معاويه جايگزين آن گرديد. ومعاويه ميخواست نام محمد(ص) و پسر عمويش علي(ع) را خاموش سازد ولي والله متم نوره ولو كره المشركون واگر امروز نام علي (ع) شهره آفاق است نتيجه استقامت امامان شيعه و شهادت ايشان و شيعيان آنهاست. كه باعث شد مسلمين علي را حد اقل ! بعنوان خليفه چهارم قبول كنند. درباره حضرت مهدي(عج) نيز ؛ تعجب كنيد: ـ بخاري در باب نزول عيسي بن مريم (ع ) نقل مي كند كه پيامبر اكرم (ص ) فرمود : « چگونه هستيد آنگاه كه فرزند مريم در ميان شما فرود آيد در حالي كه امامتان از خودتان خواهد بود. » از احاديث معتبر ديگر در اين زمينه حديثي است كه « حارث بن ابو اسامه » در كتاب خود و سنديت مطلب خود از جابر نقل كرده كه پيامبر فرمود : « وقتي عيسي نزول مي كند , امير آنان مهدي (عج ) مي گويد بيا براي ما نماز بگذار , عيسي مي گويد نه شما امير هستيد و خداوند اين امت را با شما كرامت بخشيده است . » $$$$$$$$$ ابن حجر مكي در كتاب خود كه به نام « القول المختصر في علامات المهدي المنتظر (ع ) » است , مي گويد : « آنچه بايد باور داشت همان است كه در احاديث صحيح به ظهور مهدي موعود دلالت دارد كه دجال را نابود مي سازد و عيسي پشت سر او نماز مي خواند و هر جا ذكر مهدي آمده مراد اوست. در صحيح بخاري آمده(ج4 ص 143): چگونه خواهيد بود اگر فرزند مريم در ميان شما نازل شود وامام شما از خودتان باشد در سنن ترمذي آمده: مردي از اهل بيت من خواهد آمد كه هم اسم من است و اگر از عمر دنيا فقط يك روز مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولاني ميسازد تا او بيايد &&&&&&&&&&&&& وابن حجر مكي در فتح الباري شرح صحيح بخاري ميگويد(ج5 ص 362) : اخبار متواتر رسيده كه مهدي ازاين امت است و عيسي بن مريم نازل ميشود و پشت سر او نماز ميخواند. محدث بزرگ سني «ابيداود سليمان ابن اشعثسجستاني ازدي» (متوفي 275 هجري ) در جلدچهارم كتاب سنن ابي داود ذيل عنوان المهدي12 حديث درباره جانشينان پيامبر (ص) از زبانمباركشان نقل ميكند «لايزال هذاالدين قائماحتي يكون عليكم اثنا عشر خليفه كلهم تجتمع عليهالامه» (همواره اين دين پايدار است تا دوازدهنفر جانشين من شوند و امت به همه آنها اقبال واجتماع كنند و يا اينكه نقل ميكند «لايزالهذاالدين عزيزا الي اثني عشر خليفه» هموارهاين دين تا دوازده جانشين دين تا (من) با عزت است. روايتها از اين دست مسانيد دست اول و معتبر اهلسنت مانند -1 صحيح بخاري -2 صحيح مسلم-3 سنن ترمذي -4 سنن ابي داود -5 مسنداحمد -6 مسند ابي داود طيالسي -7 تاريخبغداد -8 تاريخ ابن عساكر -9 مستدرك حاكم-10 كنزالعمال و منتخب آلصواعقالمحرقه -12 تاريخ الخلفا قال رسول الله (ص) بسند صحيح: اِنَّ مَثل اَهْلِِ بَيْتِي كَسَفِينَةِِ نُوحَ مِنْ رَكِبَها نَجِي، ومن تَخَلّفَ عَنْهَا غَرِقَ %%%%%%% |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:49 توسط عبدالله
|
|
||
|
|
|
|
|
فسوف تعلمون من یاتیه عذاب یخزیه ویحل علیه عذاب مقیم
هنگام نوشتن این سطور خبر انفجار در نزدیکی حرم مطهر حسین ابن علی(ع) در کربلا در تاریخ پنجشنبه 15/10/1384باعث تاسف گردید البته تاسف برای کور دلانی که جز حمیت و تعصب جاهلی مایه ای ندارند وتنها در جواب به این آیه از قرآن بسنده میکنم وان یهلکون الا انفسهم وما یشعرون ( انعام) مرگ بالا خره همه ما را میگیرد ولی خوشا بحال آنانکه با اقتدا به امامشان در جوار مولایشان آرمیدند طوبی لهم و حسن ماب انشاء الله در باره شهادت ایمه شیعه وشیعیان ایشان در طول تاریخ بحث مبسوطی خواهیم داشت. در جلسه قبل صحت حدیث طیر مشوی ثابت گشت.البته دلایل متعدد دیگری که در اعلا درجه از صحت هستند نیز وجود دارد مثل حدیثی که حضرت رسول(ص) بعلی (ع) فرمودنند " علی منی و انا منه هو ولیکم بعدی ولا یودی عنی الا انا او علی" این حدیث را باکمی تغییر محمدبن اسماعیل بخاری و مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیحین و تر مذی و نسایی وابن ماجه و ابوداوود در سنن خود آورده اند بخاری و مسلم فقط آورده اند که حضرت رسول بعلی فر مو دند انت منی و انا منک وبقیه حدیث سانسور شده است چرا؟ تقیه از حکام ستمگر کتمان حقیقت ویا ......... حالا بقیه حدیث را بصورت متصل از رجال صحیح ببینید: نسایی و ترمذی وابن ماجه و امام احمد حنبل از یحیی بن ادم از اسراییل بن یوسف از جدش ابو اسحاق سبیعی از حبش بن جناده نقل نموده که رسول اسلام (ص) فر مودنند علی از من و من از اویم و حق مرا ادا نمیکند جز خودم یا علی .......تمام رجال این سند از رجال صحیح بخاری و مسلم هستند که در صحیحین از انها روایت شده است . لازم بذکر است که از جانب فرقه شیعه این حدیث صحیح و متواتر است و ما اگر احتجاج به کتب عامه میکنیم برای قطعیت است.( تهذیب و استبصار شیخ طوسی ؛ اصول کافی ثقة الاسلام کلینی؛ من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق) من پیرامون این حدیث شریف و تاویل و تفسیر آن حدود 5 صفحه نوشته ام و نتایج جالبی گرفته ام اگر شما این حدیث را کنار احادیث صحیح دیگری از قبیل: 1: حدیث منزلت تو نسبت به من مثل موسی به هارون هستی رواه البخاری ومسلم و سنن الاربعه 2:حدیث ثقلین من در میان شما دو چیز گرانبها به جای میگذارم قرآن وعترتم ........ رواه المسلم و الاربعه 3:حدیث متواتر غدیر هرکس من مولای اویم علی بعد از من مولای اوست رواه المسلم و الاربعه این حدیث متواتر ترین حدیث اسلام است ودانشمندان زیادی در باره این حدیث شریف کتابها نوشته اند کافیست بدانید علامه بزرگ امینی(ره) 11 جلد عربی (22 جلد) فارسی در این رابطه قلم فرسایی نموده اند طوبی لهم وحسن ماب 4:حدیث ایمه اثنی عشری که در صحاح سته وسایر مسانید متواتر است . آیه مبارکه یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسا لته که در سوره مایده آخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شده آیه الیوم اکملت لکم دینکم که در سوره مایده است آیات مباهله با نصاری نجران و آیه تطهیر که به اتفاق جمیع مفسرین و ارباب سیر(300 نفر) در شان5 تن آل عبا سیدالانبیاء ؛ سیدالاوصیاء؛ سیدةالنساء؛سیدی شباب اهل الجنة نازل شده است.طالبین به الغدیر مراجعه که نام و تاریخ زندگی انان را ذکر کرده است.آیه مودة القربی و سایر آیات و احادیث بگذارید به چه نتیجه ای میرسید؟ آیا غیر از خلافت بلافصل علی (ع) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 18:48 توسط عبدالله
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم انک لا تهدی من احببت ... والله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم قال الحاکم النیشابوری فی المستدرک: حدثنی ابو علی حافظ انبانا ابوعبدالله محمد بن احمد بن ایوب الصفار و حمدبن یوسف بن یعقوب الزیات قالا ثنا محمد بن احمد بن عیاض بن ابی طیبه ثنا یحیی بن حسان عن سلیمان بن بلال عن یحیی بن سعیدعن انس بن مالک قال کنت اخدم رسول الله(ص) فقدم لرسول الله فرخ مشوی فقال اللهم ایتنی باحب خلقک الیک یاکل معی هذاالطایر قال فقلت اللهم اجعله رجلا من انصار فجاء علی (رض) فقلت ان رسول الله علی حاجة ثم جاء فقال ص افتح فدخل فقال رسول الله(ص) ما حملک علی ما صنعت فقلت یا رسول الله سمعت دعاک و احببت ان یکون رجلا من قومی فقال رسول الله ان الرجل قد یحب قومه ... هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه و قد رواه عن انس جماعة من اصحابه زیادة علی ثلثین نفسا. ثم صحت الروایة عن علی و ابی سعید خدری و سفینه... عبد الوهاب بن علی سبکی در طبقات شافعیه در ترجمه حاکم گفته حکم بوضع حدیث طیر قوی نیست . بغیر از انس بن مالک حدیث طیر را علی(ع) و ابن عباس و ابو سعید خدری و سفینه و ابوطفیل عامربن واثله و سعد ابی وقاص و عمربن العاص و یعلی بن مرة روایت کر ده اند. ابن حجر در کتاب منح مکیه شرح قصیده همزة گفته این حدیث موضوع نیست و هر کس چنین گفته باطل گفته است . ابن الجوزی که بعضی از احادیث بخاری و مسلم را در الموضوعات آورده این حدیث را در الموضوعات ذکر نکرده. حتی ذهبی متعصب که همواره سعی در مخدوش کردن فضایل امیرالمؤمنین دارددر میزان الاعتدال اعتراف میکند که جمیع رجال این حدیث شریف که حاکم از آنها روایت کرده ثقه و معتمد هستند مگر یکنفر که من ابتدا اورا متهم بوضع حدیث طیر کردم لکن بعدا برایم ظاهر شد که بدرستیکه او صدوق است !! (محمد ابن احمد ابن عياض بن ابي طيبه المصري عن يحي بن حسان فذكر حديث الطير و قال الحاكم هذا علي شرط البخاري و مسلم قلت الكل ثقاة الا هذا فانه اتهمته به ثم ظهر لي انه صدوق روي عنه الطبراني و علي بن محمد الواعظ محمدبن جعفر الرافقي وحميدبن يونس الزيات و عدة يروي عن حرملة و طبقته و يكني ابا علا ثه مات في السنةاحدا و تسعين و مأتين وكان رأسا في الفرايض و قد روي ايضا عن مكي بن عبدالله الرعيني و محمدبن سلمه المرادي و عبد الله بن يحيي بن معبدصاحب ابن لهيعه ) حالا بخوان وتعجب کن زیرا هر کس حکم بوضع این حدیث کرده از جناب ذهبی در تلخیص مستدرک آورده چرا که ذهبی از علمای بزرگ رجال است و تا کسی پیدا شود و اشتباه وی را تصحیح کند سالها طول میکشد و چه بسیار کسانی که بواسطه خطای این آقا گمراه میشوند برای همین قرآن کریم میفرماید: فويل لهم مما كتبت ايديهم یا حدیث اذا فسدالعالم فسد العالم بنابراین اگر بتوان این حدیث صحیح معتبر را به اقصی نقاط عالم معرفی کرد همچنانکه حکم بوضع آن پخش شده کار بسیار بزرگی کر ده ایم.. ابن حجر در فتح الباری شرح صحیح بخاری در خصوص مناقب علی(ع) آورده که نسایی در خصایص فضایل علی(ع) را با اسانید جیاد(محکم) آورده ..همچنین در ذکر حدیث طیر در لسان المیزان گفته که برای این حدیث طریقی ذکر شده که بزاز ابو یعلی وسدی واز همه احسن طریق نسایی است. اما احاديثي كه ايي حديث شريف را تقويت ميكنند: أخرج الترمذي و حاكم عن بريدة قال أحب النساء الي رسول الله (ص) فاطمة و من الرجال علي (ع) ابن حجر عسقلاني در فتح الباري شرح صحيح البخاري ميگويد أخرج احمد و ابو داوود و النسايي بسند صحيح عن نعمان بشير كه روزي عايشه با صداي بلند به خاتم النبيين (ص) اعتراض ميكرد بخدا قسم دانستم كه علي از پدرم ابوبكر نزد تو محبوبتر است. بخاري و مسلم و ترمذي و نسايي وابن ماجه واحمد حنبل از يحي بن آدم از اسراييل بن يونس از جدش ابواسحاق سبيعي از حبش بن جناده نقل كرده اند كه رسول أكرم (ص) فرمودند : علي مني وانا منه لا يودي عني الا انا او علي البته بخاري و مسلم فقط آورده اند علي مني وانا منه وبقيه حديث سانسور شده است ولي رجال حديث همگي از رجال بخاري و مسلم هستند كه در صحيحين از آنها روايت شده است. اين حديث بسيار پر معني است و در جريان ابلاغ سوره توبه بوسيله علي (ع) نقل شده و متضمن بزرگترين فضايل براي عليست چراكه ابتدا حضرت رسول (ص) به ابوبكر گفتند كه اين سوره را بر اهل مكه ابلاغ كن كه هنوز دور نشده بود جبرييل امين بر پيامبر نازل شد وگفت كه "" خودت پيغمبر يا رجل منك (از خودت است) بايد سوره را ابلاغ كند"" كه حضرت علي را دنبال ابوبكر فرستادند و علي دستور پيغمبر را به ابوبكر گفت و ابوبكر برگشت و علي سوره برا ئت را ابلاغ كرد. خواننده منصف بنگرد كه اين عمل نبي مكرم(ص) چه غوغايي بپا كرده است . جواب كساني كه ميگويند علي بچه !! بود وابوبكر پير. یریدون لیطفؤا نورالله با فواههم والله متم نوره ولو کره الکا فرون...ولو کره المشرکون البته من وقت تایپ ندارم وگرنه یکسری نوشته جات دارم که اگر خدا بخواهد بتدریج منتشر خواهم کرد وما توفیقی الا بالله |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 18:39 توسط عبدالله
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
به قسمت اصلی و فنی بحث وارد می شویم , نترسید اگر کلمات عربی است با کمی دقت منظور نویسنده فهمیده میشود. سلسله رجال و روات که امام نسایی در خصایص آورده اینچنین است: اخبرنی زکریا بن یحیی قال اخبرنا الحسن بن حماد قال ثنا مسهربن عبد الملک عن عیسی بن عمر عن السدی عن انس بن مالک ان النبی (ص) کان عنده طایر فقال اللهم ایتنی باحب خلقک الیک یاکل معی من هذاالطایر فجاء ابوبکر فرده ثم جاء عمر فرده ثم جاء علی و اذن له. حالا به بررسی رجال این حدیث می پردازیم: زکریا بن یحیی: علامه ذهبی در کاشف گفته حافظ ، ثقه و ابن حجر در تهذیب التهذیب گفته که وی مشهور به خیاط السنه ، ثقه، حافظ حسن بن حماد : ابو حاتم البستی معروف به ابن حبان در کتاب الثقات گفته ثنا عنه ابویعلی و جماعة من شیوخنا . ذهبی در کاشف اورا ثقه دانسته وگفته که قال ابن ابی حاتم سالت موسی بن اسحاق عنه فقال ثقة مامون و قال محمدبن اسحاق السقفی ثقة و ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب اورا ثقة دانسته و گفته ذکره ابن حبان فی الثقات. مسهربن عبد الملک :ذهبی در تذهیب التهذیب گفته ذکره ابن حبان فی الثقات و ثقه الحسن بن حمادالوارق. عیسی بن عمر قاری : ذکره ابن حبان فی الثقات و ذهبی در کاشف گفته قال احمد لیس به باس درحاشیه کاشف مسطور است قال یحیی وثقه و قال ابو حاتم لیس بحدیثه باس قال مرة ثقه و قال ابوبکر خطیب ثقة و ابن حجر در تهذیب التهذیب گفته عیسی بن عمر قاری قال المیمون لیس به باس وقال اسحق بن منصورعن ابن معین ثقة . قال النسایی ثقة همچنین عجلی کوفی گفته ثقة رجل صالح کان احد قراء الکوفه راسا فی القران و قال ابو بکر بزاز لیس به باس و قال ابن خلفون و ثقه ابن نمیر و ابن حجر عسقلانی در تقریب التهذیب اورا ثقة من السابعه دانسته. سدی: ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب گفته قال ابو طالب عن احمد ابن حنبل ثقة و قال العجلی ثقة عالم بالتفسیر و عجلی نیز از علما و محققین است نسایی در الکنی گفته سدی صالح لیس به باس و ذکره ابن حبان فی الثقات نسایی: امام الحافظ احدالایمة . قال الذهبی نسایی احفظ من مسلم و شرط نسایی در رجال اشد از شرط شیخین (بخاری و مسلم) است سدی از رجال صحیح مسلم وسنن نسایی وسنن ابی داوود و سنن ترمذی وسنن ابن ماجه است در جلسه بعد روات را از حاکم نیشابوری می اوریم. ان شاء الله
اثبات شد که حدیث طیر مشوی(پرنده بریان) در کمال صحت و اتقان قرار داردواین امر باعث شک و تردید در علمای بزرگی مانندامام عبدالوهاب اشعری و امام فخر رازی شده آنجا که گفته اند: اگر حدیث طیر صحیح باشد افضل بودن مقام علی (ع) بر سایر اصحاب میرساند واین حدیث صحیح نیست ...نهایة العقول بله تعصب اینجا آثارش هویدا میشود خبر صحیح که از بیش از 30 نفر از اصحاب(بنقل از حاکم) با اسانید صحیح روایت شده نا صحیح میشود وما قضاوت را بر عهده خواننده محترم میگذاریم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 18:41 توسط عبدالله
|
|
||
|
|
|
|
|
الحمدُ لله ربِّ العالمين، والصلاة والسلام على أشرف مبعوث للعالمين، نبينا محمد المصطفى وآله الطيّبين الطاهرين، ومن أخلص من الصحابة والتابعين لهم بإحسانٍ إلى يوم الدين خدا وند متعال در قرآن عظيم ميفرمايد : هنگا ميكه فرد فاسقي خبري براي شما آورد ابتدا تحقيق وبررسي كنيد تا صحت خبر را مطمئن شويد سپس اقدام كنيد تا مبادا ازروي جهالت آسيبي به كسي رسانده و پشيمان شويد . (سوره حجرات) در تعجبم از كسانيكه هنوز در خواب غفلتند البته شايد تقصير ايشان نباشد و گناه گمراهي مردم بر دوش كساني است كه با گفتار و نوشتار خويش امر را بر مردم مشتبه و غير شفاف مي سازند و براي همين است كه قرآن كريم در سوره بقره ميفرمايد واي بر دستهايي كه (بنا حق ودروغ) مينويسند . ومردم بيچاره را گمراه ميسازند. وبا تعمق در اين موضوع در مي يابيم كه هر چه به سر بشريت آمده از دروغ و كتمان حق و حقيقت است . هنوز بازمانده هاي امويان و دشمنان اهل بيت پيغمبر سعي در خاموش كردن نور خدا دارند . نسل هابيل و پيامبر و اولاد فاطمه زياد شده اند ونسل قا بيل و ابوجهل و يزيد وشمر نيز توالد وتناسل كرده اند : رگ رگ است اين آب شيرين آب شور با خلايق ميرود تانفخ صور يكي از اين افراد كه شخص عجيبي است وبا بررسي كتا بش منهاج السنة النبوية ابتدا تناقضات و سپس دروغها وتهمتهايي را كه با كمال گستاخي به خدا ورسولش و علي و شيعيانش زده ، هر فرد عاقلي را حيران ميكند . امروزه عصر اينترنت و انفجار اطلاعات است وگذشت آن زماني كه براي آموختن يك حديث 1 سال در سفر بودند . اكنون وهابيون براي اشاعه افكار منحط ابن تيميه و مريدش محمد بن عبد الوهاب تمام كتب و احاديث و عقايد آنها را بر روي اينتر نت آورده اند ومن تا قبل از اين ابن تيميه را نمي شناختم و چون مي بينم هنوز برادران اهل سنت ما در اثر بمباران تبليغاتي كه 1400 سال عليه شيعيان علي (ع) صورت گرفته ؛ نميتوانند بدون تعصب و منصفانه قضاوت كنند بدين جهت ابتدا عين كلمات كتاب منهاج السنة ابن تيميه را مياورم و قضاوت را بر عهده دوستدارانش ميگذارم : يقول ابن تيمية في منهاج سنته ج8 ص97 مخاطباً العلاّمة الحلي: كل ما جاء في مواقف علي في الغزوات كلّ ذلك كذب, قد ذُكر في هذه من الاكاذيب العظام التي لا تتفق إلا على من لم يعرف الاسلام در ج8 ص 97 ودر لينك فوق نيز موجود است گفته كه تمام آنچه در باره جنگهاي علي (ع) در غزوات آمده همه اش دروغ است !!!!! خوب براي جواب به صحيحترين كتاب اهل سنت يعني صحيح بخاري ومسلم مراجعه ميكنيم و ميخوانيم : لأعطين الراية غدا رجلا يفتح على يديه، يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله( بخاري و مسلم عن سهل بن سعد و عن سلمة بن الاكوع و مسلم عن ابي هريره) اني دافع اللواء غدا الي رجل يحبه الله و رسوله (احمد عن بريده و الطبراني عن ابن عمر و البزاز عن ابن عباس) لأعطين الراية غدا رجلا يفتح على يديه، الله ورسوله و يقاتل جبرئيل عن يمينه و ميكائيل عن يساره( نسايي و حاكم و احمد عن الامام حسن عليه السلام) بعنوان نمونه در غزوه خيبر كه همه اصحاب شكست خورده و فرار كردند پيامبر (ص) پرچم اسلام را بعلي داد و فرمود فردا پرچم را بدست كسي ميدهم كه خدا ورسولش اورادوست دارند و اوهم خدا ورسولش را دوست دارد هرگز فرارنميكند و پيروز است . اين يك نمونه است اگر مايل باشيد به قسمتهاي مختلف همين وبلاگ مراجه كنيد تا شجاعت علي را در جنگ خندق (احزاب) و در جنگ بدر ودر جنگ احد ببينيد كه ابن كثير دمشقي شاگرد ابن تيميه گفته : وذكر إسماعيل بن كثير الدمشقي في كتابه البداية والنهاية. قال الحسن بن عرفة: حدثني عمار بن محمد، عن سعيد بن محمد الحنظلي، عن أبي جعفر محمد بن علي قال: ((نادى مناد في السماء يوم بدر يقال له رضوان: لا سيف إلا ذو الفقار، ولا فتى إلا علي)). قال صلّى الله عليه وآله: ضربةُ عليّ يوم الخندق تعدل عبادة الثقلين وقول النبي الأكرم صلَّى الله عليه وآله وسلَّم لعلي عليه السلام قال: برز الإيمان كله إلى الكفر كله. وقال النبي صلى الله عليه وآله قال:لمبارزة علي بن أبي طالب لعمرو بن عبد ود أفضل من أعمال أمتي إلى يوم القيامة. يعني حضرت رسول (ص) فرمود مبارزه علي در جنگ خندق افضل است از اعمال تمام امت من تا روز قيامت . واينهم بدليل اين بود كه اگر علي (ع) شكست ميخورد فاتحه اسلام خوانده شده بود . حالا شما قضاوت كنيد وبگوييد چه كسي دروغگو است ؟؟؟؟؟ يقول ابن تيمية في منهاج سنته من ج2 ص62 مانصه: أن الرافضة تعجز عن إثبات إيمان علي وعدالته!!! لعنة الله على القوم الظالمين http://arabic.islamicweb.com/Books/t...ok=365&id=3765 در ج2 ص 62 ودر اين لينك ميگويد رافضه عاجزند از اثبات ايمان و عدالت علي !!!! دوباره به صحيح بخاري و ترمذي و... مراجعه كن وببين رسول الله (ص) فرمودند اقضاكم علي در صحيح بخاري اقضانا علي يعني بحق قضاوت كننده ترين شما عليست آيا كسيكه پيامبر (ص) در باره او اينچنين بفرمايد احتياج به اثبات عدالت وایمان دارد !!! يا در كتب عامه بتواتر آمده كه اولين مسلمان واولين مؤمن برسول الله (ص) عليست ( لينك در اينجا ببينيد ). خو دتان قضاوت كنيد. يادر جاي ديگر يقول ابن تيمية ان الشيعة تقول جبرائيل غلط ونزل على علي بدل رسول الله!!!! نريد مصدر من هذا الناصبي ميگويد شيعيان ميگويند جبرئيل اشتباه كرد و وحي را بجاي علي بر رسول الله (ص) آورد !!!!! خوب اگر اين ابن تيميه ميگفت در چه كتابي اين مطلب راخوانده باز چيزي ولي خوب تهمت شاخ ودمي ندارد . در جاي ديگري علي (ع) را مثل فرعون خوانده و به فاطمة زهرا سيده زنان بهشت تهمت نفاق زده و متواتر ترين حديث اسلام غدير را انكار كرده !!!! ودروغهاي عجيبي به شيعيان علي (ع) نسبت داده . تمام تهمتها ودروغپردازيهاي اور اميتوانيد در اينجا ببينيد و من فقط براي آندسته از افرادي كه كوركورانه در پي اشخاص ميروند چند مطلب از منهاج السنة !!! اش را آوردم جالب اينجاست كه خدا در قرآن ميفرمايد : ومن اظلم ممن افتري علي الله الكذب يعني ستمكار ترين شخص دروغ زننده بخدا (ورسولش ) است و بخاري در صحيحش آورده كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند كه هركس بر من دروغ بندد جايگاهش در آتش است خوب شما قضاوت كنيد و عجيبتر اينكه اورا به شيخ الاسلام لقب داده واورا شيخ مجدد يعني زنده كننده اسلام ملقب ساخته اند و كتابش را منها ج السنة النبوية نام گذاشته !!!!! قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ( الأنعام : 19 ) .
حتي ابن تيميه امام مذهبش را احمد حنبل را قبول ندارد زيرا احمد حنبل جواز لعن يزيد را صادر كرده ولي او قبول ندارد. و از عقايد خطرناك او اينست كه ابن بطوطه جهانگرد مسلمان مراكشي در سفرنامه اش( رحله ج1 ص57) ميگويد كه من ابن تيميه را در حال سخنراني در مسجدجامع در دمشق ديدم كه مردم را موعظه ميكرد و ميگفت خدا به آسمان دنيا فرود ميآيد همانطوريكه من اكنون فرود ميآيم ويك پله از منبر پايين آمد !!! كه ابن زهراء عالم مالكي به او اعتراض كرد ومردم به ابن زهرا حمله كرده واورا زدند. وسرانجام ابن تيميه را خود علماي اهل سنت زنداني كرده ودر زندان مراكش مرد . يادم هست در سايت منتديات ساندروز عربستان با وهابيون بحث ميكردم كمي از شدت محبتشان به او كاسته شد و لي حيران مانده بودند مثلا ميگفتند كه ما اهل بيت پيامبر را دوست داريم وقتي ميگفتم چطور ابن تيميه در كتاب رسائل الكبري يزيد را تبرئه كرده و حتي عبد المغيث كتابي در مناقب يزيد نوشته و ابن تلميذ حضرمي كتابي در انكار فضائل اهل بيت تصنيف كرده وبعضي از اهل سنت گفته اند كه آيه سوره شوري قل الا اسئلكم عليه اجرا الا المودة في القربي منسوخ گشته !!!! (يعني از اين به بعد دشمن اهل بيت باشيد !!!) سكوت ميكردند وبعضا مطالب مرا حذف ميكر دند . و موضوع ديگر اينكه وهابيون خيلي دم از شرك ميزنند و كليه مسلمانان را مشرك ميدانند مخصوصا شيعيان علي (ع) را بجهت زيارت قبور و تمام مظاهر غير خدا را شرك تلقي ميكنند . در مناظره اي كه با آنان داشتم گفتم كه بر اساس عقيده شما طواف كعبه خانه خدا شر ك است بجهت اينكه خدا در قرآن گفته فأينما تولوا فثم وجه الله .... وهو معكم اينما كنتم و ما احتياجي به گل وخاك وسنگ كعبه نداريم و بهر طرف رو كنيم خدا در آنجاست !!!!!! همچنين لمس حجر الاسود نيز شرك است !!!! پس كعبه را نيز خراب كنيم !!!!!! روضه مباركه و مرقد مطهر نبي اعطم (ص) نيز شرك است و .... و سؤالي ازآنها كردم گفتم در قرآن خداوند ميفرمايد ولا تحسبن الذين قتلو ا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون گفتم آيا رسول الله (ص) زنده است يامرده چون طبق اين آيه شهدا زنده هستند و سرور عالم اولي است به زنده بودن ؟؟؟؟ در جواب درمانده و مطلب را حذف كردند . در صحيح بخاري كتاب الفتن از عبد الله بن عمر روايت كرده كه پيغمبر (ص) دوبار فرمود خدايا بما در يمن ما بركت بده ؛ خدايا بما در شام ما بركت بده ، اصحاب گفتند بفرمائيد به نجد ما هم بركت بده . حضرت فرمودند نجد جاي زلزله ها و فتنه هاست و شاخ شيطان از آنجا بيرون ميآيد و مثل همين روايت را از سالم روايت كرده كه پيامبر (ص) فرمودند فتنه وفساد از آنجاست و شاخ شيطان از آنجا بيرون مي آيد . نجد سرزمين محمد بن عبد الوهاب است كه از آنجا فتنه وهابيت را شروع كرد . وشما خواننده گرامي ميداني كه همه اينها از سياست سرچشمه ميگيرد زيرا حكام غاصب براي توجيه خلافت و رياست دوروزه دنيا بهر دروغ و حيله اي متوسل ميشدند و مثلا وقتي معاويه امام حسن را بوسيله زهر هلايل ( در كوههاي هندوستان يافت ميشود و بقدري قوي است كه گفته شده اگر بر شاخ گاو بمالند از سر پستانهايش خون مي جهد ودر جا ميميرد ) مسموم ساخت و پاره هاي جگر آنحضرت در ظرف افتاد كه قسمتي از اين فاجعه را ابن حجر مكي متعصب با وجود عنادش در كتاب الصواعق المحرقه آورده و گفته يزيد به جعده زن امام حسن گفت كه اگر امام حسن راكشتي صد هزار درهم به تو ميدهم وتورا به عقد خودم در ميآورم ، ولي بعضي مورخين گفته اند كه معاويه براي بيعت گرفتن با يزيد بهر كاري متوسل ميشد و موانعش را ولو دوستش عبد الرحمن ابن خالد ابن وليد را كه در جنگ صفين كمك معاويه بود و بر دشمني علي قسم خورده بود ؛ كشت( به استيعاب مراجعه كنيد.)سعد ابي وقاص و بعدا امام حسن را از سر راه بر داشت و صد هزار درهم را يزيد از كجا آورده بود كه به جعده بدهد معلوم است كه از پدرش گرفته بود كه بر بيت المال مسلط بود و ابن حجر بسبب علاقه شديدي كه به معاويه دارد وحتي كتابي در فضائلش نوشته ميخواسته كه آبروي معاويه حفظ گردد . (ولي ابن سعد وسبط ابن الجوزي گفته اند معاويه سم داد ) جالب اينكه بعد از شهادت امام حسن عليه السلام جعده ملعونه نزد يزيد رفت وگفت به قول خود وفا كن و مرا عقد كن كه معاويه گفت توبر پسر پيغمبر رحم نكردي چطور بر پسر من رحم ميكني ؟؟ خسر الدنيا والآخرة وذلك الخسران المبين .... ولعذاب الآخرة اشق لو كانو ا يعلمون واگر بخواهيم تمام جنايتهاي معاويه و پسرش را ذكر كنيم كتاب مفصلي خواهد شد ولي عاقلان را اشاره اي كافيست . وعلت دشمني معاويه با علي معلوم است . علي (ع) در جنگ بدر جد ودايي و برادر معاويه را به جهنم فرستاده بود و معاويه شديدا منتظر انتقام بود . خودش در جنگ صفين و پسرش روز عاشورا هنگاميكه با چوب بر لبهاي حسين ( ع) وجايي را كه رسول الله (ص) بارها بوسيده بود ، ميزد اين اشعار را ميخواند : ليت آبائي ببد ر شهدو ا يعني كجايند ببينند پدرانم كه در جنگ بدر كشته شدند ؛ انتقام مرا وبگويند دستت درد نكند و..... بقيه اش را در اين جا ببينيد: http://hesabresi.googlepages.com/yazid.doc تعجب اينكه در صحيح بخاري ومسلم وسنن اربع آورده كه معاويه امر ميكر د مردم را به سب و دشنام به علي عليه السلام و جالب اينكه در همين صحاح از پيامبر آورده كه سب مؤمن فسق وجنگ با او كفر است و هر دوي اين امور را معاويه با كمال وتمام به انجام رسانيد و بمدت 80 سال (الف شهر يا 1000 ماه) علي (ع) را بر منابر لعن وسب ميكردند و در جنگ صفين نيز خون هزاران بيگناه را هدر داد . وجالب اينكه هنوز تفاله هاي اموي حاضر نيستند حقيقت را پذيرا شوند . هنوز نام علي را هنگام ختم قرآن حذف ميكنند وميگويند صدق الله العظيم چون نام علي همنام يكي از نامهاي خداوند متعال است و در قرآن آمده وهو العلي العظيم وهو العلي الكبير ...... وكشتن حجربن عدي صحابي جليل القدر وشش يار باوفايش كه حاضر نشدند به علي (ع) ناسزا بگويند ( اخرج ابن جرير في تاريخه (ج6 ص 154)و فرستادن بسربن ارطاة جاني بالفطره را براي سركوبي شيعيان كه ابن كثير دمشقي با كمال تعصبي كه نسبت به علي وشيعيانش دارد آنرا در كتاب البداية والنهاية اش ذكر كرده و گفته : و اخرج ابن جرير في تاريخه (ج6 ص 80) و ابن اثير جرزي (ج3 ص 192) و ابن حجر عسقلاني في (ج1 ص 152) اصابته و ابن عبدالبر في استيعابه بعث معاويه في جيش كثير و امره ( يعني بسربن ارطاة) ان يقتل كل من كان في طاعة علي (ع) فقتل خلقا كثيرا و قال فمن ابي (يعني عن سب علي و تبرأ منه) فاقتله واقتل شيعة علي حيث كانوا .. وقتل بسر في مسيره ذلك جماعة من شيعة علي با ليمن . وقال الحافظ ابن كثير الدمشقي في البداية والنهاية ويقال ان بسرا قتل خلقا من شيعة علي في مسيره هذا و هذا الخبر مشهور عند الاصحاب المغازي والسير . يعني معاويه امر كرد بسر را كه در اين ماموريت بكش هر كس را كه در طاعت علي است پس جمعيت زيادي را بسر كشت بسبب امتناع از بيزاري جستن از علي وسب او و شيعيان علي را هر جا ميديدند ميكشتند وابن كثير ميگويد اين خبر بين مورخين مشهور است. وابوهريره دوسي در اين كشتار جزو سپاه بسر و از اعوان معاويه بود . ووحشتناكترين جنايت بسر سر بريدن دو طفل بيگناه عبيد الله بن عباس كه ابن اثير در كاملش و ابن عبد البر در استيعابش آورده اند كه با قساوت هر چه تمامتر جلوي چشم مادرشان بجرم شيعه بودن پدرشان !!! بود كه مادرشان پس از ديدن اين فاجعه هولناك و سرودن اشعاري در غايت تأثر ديوانه شد . ان بطش ربك لشديد . وميگويند چرا اروپائيان ومسيحيان از اسلام بيزارند بلي از اسلام معاويه وبسر و خالد بن وليد بيزارند وآنرا خشن و دين جنگ وخشونت ميبينند . و چهره رحمة للعالمين پيامبر (ص) را سياه نمودند سود الله وجوههم في الدارين . قال الذهبي : ولما فعل يزيد باهل المدينة ما فعل مع شربه الخمر و اتيانه المنكرات اشتد عليه الناس و خرج عليه غير واحد ولم يبارك الله في عمر ه . و في الصواعق المحرقة قال و اخرج الواقدي من طرق ان عبدا لله بن حنظله بن الغسيل الملائكة قال : والله ما خرجنا علي يزيد حتي خفنا ان نرمي با لحجارة من السماء انه رجل ينكح امهات الاولاد والبنات والاخوات و يشرب الخمر و يدع الصلاة . و ايضا رواه ابن سعد في طبقاته ج5 ص47. و بريدن زبان ميثم تمارها بعلت نقل فضايل علي (ع) و كشتن كميل پيرمرد 90 ساله بجرم دوستي علي بدست حجاج يو سف ها وابن زيادها و جالب اينكه در معركه عاشورا به امام حسين (ع) ميگفتند تورا بجرم اينكه پسر علي هستي ميكشيم و بجهت دشمني با پدرت علي (ع) !!! و كشتن ائمه شيعه و و و و ... بلي اينست دنيا اينست مقام ورياست دنياي دو روزه . كجايند قابيلها ؛ معاويه ها ؟؟؟ كجا رفتند شمر ها ؟؟ كجايند حسودان ؟؟؟ بقول خدا در آخرين آيه سوره مباركه مريم : هل تحس منهم من احد او تسمع لهم ركزا يعني آيا كمترين صدايي تا ابد از آنها خواهي شنيد !!؟؟ http://hojjah.googlepages.com/joozy.doc وسيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم دی 1384ساعت 18:9 توسط عبدالله
|
|
||